بهروز ياراحمدي[1]
1- هضم ماست آسان تر از شير است
2- ماست با تقويت باكتري هاي مفيد ساكن روده ، باعث افزايش سلامت دستگاه گوارش مي شود .
ماست با خنثي سازي برخي تركيبات مضر صفراوي ، از تحريك جدار روده ها كاسته واحتمال بروز تومور روده را كاهش مي دهد . 3- ماست با ايجاد شرايط مناسب بيولوژيكي ، باعث جذب بهتر برخي مواد غذايي مي گردد كه از جمله آن ها مي توان به افزايش جذب كلسيم وويتامين هاي گروه B اشاره نمود.
4- اسيدموجود درماست به برگشت حالت عادي روده ها پس از عفونت ها كمك مي نمايد .
ماست مي تواند درپيش گيري از بروزعفونت ها وبيماري هاي گوارشي ناشي از ويروس ها وحساسيت هاي غذايي مفيد باشد .
5- بررسي ها نشان داده ، كه ماست دركمك به درمان اسهال كودكان مفيد بوده است .
6- متخصصان درهنگام مصرف آنتي بيوتيك ها ، مصرف ماست را توصيه مي نمايند زيرا اغلب آنتي بيوتيك ها باعث نابودي باكتري هاي مفيد دستگاه گوارش شده ومتعاقبا باعث اختلال دركار دستگاه گوارش مي شوند . بررسي ها نشان داده كه نابودي باكتري هاي مفيد دستگاه گوارش خود نيز مي تواند باعث بروز اسهال هاي متوسط تا شديد شود. ماست مي تواند به برگشت شرايط طبيعي روده ها كمك نمايد . توصيه شده درهنگامي كه قراراست بيمار بيش از 2هفته آنتي بيوتيك مصرف نمايد ، حداقل 250 ميلي ليتر ماست را دررژيم غذايي روزانه خود قراردهد .
7- ماست باعث كاهش عفونت هاي ناشي از قارچ ها دردستگاه تناسلي زنان مي شود . تحقيقات نشان داده ، مصرف روزانه ي 250 ميلي ليتر ماست حاوي باكتري هاي زنده ، باعث كاهش تعداد قارچ ها ومخمرهاي بيماري زا دردستگاه تناسلي زنان شده وشيوع عفونت ناشي از اين ارگانيزم ها را كاهش مي دهد .
8- ماست منبعي غني از كلسيم است . كلسيم موجود درماست نيز مانع رشد بي رويه ي سلول هاي پوششي روده بزرگ مي شود. 250 ميلي ليتر ماست داراي 450 ميلي گرم كلسيم مي باشد . اين مقدار مي تواند نصف نياز كودكان و40 -30 درصد نيازكلسيم بزرگ سالان را برطرف كند . بايد درنظرداشت كه حضور باكتري هاي زنده درماست ، باعث افزايش جذب كلسيم دربدن مي شود . بررسي ها نشان داده است كه مقدار جذب كلسيم از 250 ميلي ليتر ماست درمقايسه باهمين مقدار شير بيش تراست .
9- ماست منبع بسيار خوبي براي جذب پروتئين است .
درهر250 ميلي ليتر ماست تقريبا 14- 10 گرم پروتئين موجود مي باشد ، كه تقريبا برابر با 20 درصد نيازروزانه است . هم چنين عمليات تخمير باكتريهاي ماست باعث سهولت تسهيل جذب پروتئين ها مي شود . به اين دليل پروتئين هاي ماست را پروتئين هاي پيش هضم شده (predigested) مي نامند .
10- ماست وكاهش كلسترول
تحقيقات نشان داده كه ماست مي تواند باعث كاهش كلسترول خون شود . اين امر ممكن است به علت تأثير فعاليت باكتري هاي زنده وسهولت متابوليسم كلسترول باشد . زيرا ماست مي تواند اتصال هايي را با اسيدهاي صفراوي ايجاد كند .(اسيدهاي صفراوي درساخت كلسترول نقش دارند.)
11- ماست ورشد كودكان
دركودكاني كه دچاربيماري سوء جذب هستند ، ماست به جذب دوتركيب مهم غذايي پروتئين ها ومواد معدني كمك مي كند . اسيد لاكتيك موجود درماست باعث سهولت جذب وهضم اين تركيبات مغذي مي شود .
12- محققان توصيه ميكنند كه براي كاهش وزن بايد مصرف ماست در رژيم غذايي گنجانده شود.
بسياري از افرادي كه براي لاغر شدن رژيم غذايي دارند، فرآوردههاي لبني را از فهرست مواد غذايي حذف ميكنند اين در حاليست كه محققان دريافتند ماست در واقع توانايي بدن را براي سوزاندن چربيها تقويت كرده و حفظ عضلات در وضعيت مناسب را تسهيل ميكنند.
بهروز ياراحمدي[1]
تخم مرغ منبع خوبي از پروتئين، ويتامين ها و املاح ضروري است و مي تواند به عنوان يك ماده غذايي مهم در برنامه غذايي افراد وجود داشته باشد. نيازهاي تغذيه اي افراد برحسب جنس و سنشان متفاوت است.يك عدد تخم مرغ متوسط 76 كيلوكالري انرژي دارد و مصرف روزانه يك عدد تخم مرغ، 3 درصد نياز انرژي يك مرد بالغ و 4 درصد نياز انرژي يك زن بالغ را تأمين مي كند. در نمودارهاي ارزيابي كيفيت پروتئين موجود در موادغذايي، هميشه تخم مرغ در بالاترين حد يعني 100 قرار دارد و بعنوان استاندارد مرجع براي سنجش پروتئين ساير غذاها استفاده مي شود. تخم مرغ، بيشتر ويتامين هاي موردنياز بدن به جز ويتامين C را دارد. تخم مرغ منبع خوبي از ويتامين هاي گروه B و ويتامين A مي باشد. همچنين ويتامين D و ويتامين E را به مقدار كافي و لازم تأمين مي كند. تخم مرغ حاوي تمامي املاح براي تأمين سلامتي فرد است. به خصوص اينكه منبع بسيار خوب يد و فسفر مي باشد كه يد براي ساخت هورمون تيروئيدي و فسفر براي رشد بهتر و سلامتي استخوان هاي بدن لازم مي باشند.املاح مهم ديگري كه در تخم مرغ وجود دارند شامل: روي، سلنيم، آهن و كلسيم مي باشند. روي باعث بهبود زخم، بلوغ و رشد بهتر مي شود و عفونت را نيز از بين مي برد. سلنيم نيز يكي از آنتي اكسيدان هاي مهم مي باشد و راديكال هاي آزاد ناشي از سوخت ناقص چربي ها را در بدن از بين مي برد و مي تواند بر عليه عوامل ايجادكننده سرطان نقش داشته باشد. تخم مرغ به مقدار خيلي كم كربوهيدرات دارد و نيز فاقد فيبرغذايي است. 8/10 درصد تخم مرغ را چربي تشكيل مي دهد كه در زرده آن وجود دارد و كمتر از5 0/0 درصد آن در سفيده موجود است. بر اساس تحقيقات 11 درصد اسيدهاي چرب تخم مرغ از نوع اسيدهاي چرب غيراشباع پلي( با چند باند دوگانه)، 44 درصد از نوع اسيدهاي چرب غيراشباع مونو( با يك باند دوگانه) و 29 درصد از نوع اسيدهاي چرب اشباع است. بر طبق آمار معاونت امور دام با برنامه ريزهاي انجام شده مصرف سرانه تخم مرغ از سال 57 تا سال 81 تقريباً دو برابر شده است. ولي اين ميزان مصرف در مقايسه با كشورهاي پيشرفته كه ميانگين مصرف 6 عدد تخم مرغ در هفته است يا مصرف سرانه 19 كيلو در ژاپن بسيار متفاوت است .با توجه به اين كه ميزان مصرف سرانه پروتئين حيواني هر نفر تا پايان برنامه چهارم توسعه 29 گرم تعيين شده است .هم اكنون در دنيا با تغيير تغذيه مرغ ميزان چربي امگا 3 (اسيد چرب مفيد براي قلب) در تخممرغ افزايش يافته و به موجب مصرف اين نوع تخممرغ كلسترول خوب افراد (HDL) افزايش مييابد. اگر دام ها غذاي طبيعي خود را به مصرف برسانند نسبت امگا-6 به امگا-3 برابر يك خواهد شد ولي از آنجاي كه تغذيه دام و طيور توسط انسان تهيه ميشود اين نسبت به هم خورده است. مصرف غذاي طبيعي توسط طيور سبب ايجاد امگا-3 بيشتري در تخممرغ ميشود لذا بر اساس اين ايده با مصرف تخم دانه كتان و سبزيجات تازه ميزان امگا-3 افزايش مييابد. بر اساس تحقيقات انجام شده ميزان كلسترول خوب (HDL) مصرفكنندگان تخممرغ غني شده با امگا - 3 (كلمبس) به نحو معنيداري افزايش يافت و نيز پس از بررسيهاي به عمل آمده توسط انجمن آترواسكلروز اين تخممرغها براي پيشگيري از بيماريهاي قلبي - عروقي مورد تاييد قرار گرفت. اسيد امگا-3 چربي است كه در بسياري از چربيهاي گياهي وجود دارد، بيشترين منبع امگا-3 روغن ماهي و ماهي است كه يكي از علل توصيه به مصرف هفتهاي دو بار ماهي است. در حال حاضر ميزان امگا-6 به امگا-3 در غذاهاي مصرفي 20 است كه عدهاي معتقدند علت بروز بيماريهاي قلبي - عروقي، آلرژيها، افسردگي در سنين بالا ناشي از به هم خوردن اين تعادلهاست.چربي ها و روغن ها از بخش هاي مهم و بحث برانگيز تغذيه و رژيم غذايي افراد است . اينكه چه نوع روغني براي مصرف كردن مناسب است يا اينكه كداميك از انواع روغن بيشتر موجب بروز بيماري، سكته و يا چربي خون مي شود.چربي ها انواع متعددي دارند ، مثل چربي هاي اشباع كه از آن جمله ، چربي متصل به گوشت و روغن حيواني است كه در دماي محيط به صورت جامد هستند. نوع ديگر، چربي هاي غيراشباع است مثل روغن زيتون كه در دماي محيط به صورت مايع مي باشد.تأثير مصرف چربي در بروز سرطان بدين ترتيب است كه هم نوع و هم مقدار چربي مصرفي مهم است . اگربيش از حد چربي مصرف كنيم، به دليل ترشح زياد صفرا در روده براي هضم چربي ها ، بخشي از آن تبديل به اسيد آپكوليك( Apcholic Acid ) مي شود كه در ايجاد سرطان روده بزرگ نقش مهمي دارد، و اگر با مصرف بيش از حد كلسترول ، سطح كلسترول مضر خون يا LDL افزايش يابد، خطر رشد سلول هاي سرطاني و خطر ابتلا به گرفتگي عروق بسيار زياد مي شود. در مورد نقش مواد غذايي در سيستم ايمني ، به اسيدهاي چرب غير اشباع( PUFA ) موجود در غذا توجه زيادي مي شود. در بافت هاي حيوانات ، اسيد لينولئيك (n-6) به اسيد آراشيدونيك (AA) تبديل مي شود .از عناصر غذايي كه داراي سطوح بالاي اسيدهاي چرب (n-6) هستند مي توان ذرت ، روغن هاي گياهي و چربي طيور را نام برد . روغن ماهي ،پودر ماهي و تخم كتان (Linseed) منابع اصلي اسيدهاي چرب (n-3) در جيره هستند .
بهروز ياراحمدي[1]
چربي ها و روغن ها از بخش هاي مهم و بحث برانگيز تغذيه و رژيم غذايي افراد است . اينكه چه نوع روغني براي مصرف كردن مناسب است يا اينكه كداميك از انواع روغن بيشتر موجب بروز بيماري، سكته و يا چربي خون مي شود.چربي ها انواع متعددي دارند ، مثل چربي هاي اشباع كه از آن جمله ، چربي متصل به گوشت و روغن حيواني است كه در دماي محيط به صورت جامد هستند. نوع ديگر، چربي هاي غيراشباع است مثل روغ زيتون كه در دماي محيط به صورت مايع مي باشد.تأثير مصرف چربي در بروز سرطان بدين ترتيب است كه هم نوع و هم مقدار چربي مصرفي مهم است. اگربيش از حد چربي مصرف كنيم، بدليل ترشح زياد صفرا در روده براي هضم چربي ها ، بخشي از آن تبديل به اسيد آپكوليك( Apcholic Acid) شده كه در ايجاد سرطان روده بزرگ نقش مهمي دارد، و اگر با مصرف بيش از حد كلسترول ، سطح كلسترول مضر خون افزايش يابد، خطر رشد سلول هاي سرطاني و خطر ابتلا به گرفتگي عروق بسيار زياد مي شود. اكثرغذاهايي كه ما ايراني ها مصرف مي كنيم، پر روغن تهيه مي شوند. آن وقت به دنبال دلايل چاقي هاي بيش از حد و سكته هاي زودرس هستيم. براساس محاسبات مبتني بر تحقيقات تغذيه اي، در حدي مصرف چربي مناسب است كه سي درصد انرژي روزانه را تأمين كند. چون با سوختن چربي در بدن دو برابر قندها و پروتئين ها انرژي ايجاد مي شود، بنابراين ميزان مصرف چربي براي افراد عادي نبايد از هشتاد گرم در روز تجاوز كند. در فرهنگ ما روغن خوب را روغن حيواني تلقي مي كنند، در صورتي كه از ديدگاه تغذيه اي روغني خوب است كه داراي باندهاي غيراشباع و مايع باشد. اين روغن در بدن بر توليد كلسترول بي تأثير است يا توليد آن را كاهش مي دهد. در صورتي كه با مصرف روغن هاي جامد حيواني، چربي هاي متصل به گوشت و دنبه ، توليد كلسترول در بدن افزايش مي يابد كه از عواقب بد آن آگاه هستيد.کلسترول يک ماده مومي شبيه به چربي است که توسط کبد در بدن ساخته مي شود.اين ماده بخشي از هر سلول بدن را تشکيل مي دهد و اعمال بسيار حياتي دارد. بدن ما به چند دليل به کلسترول نيازمند است که عبارتند از:حفظ ديواره هاي سلولي سالم ، ساختن هورمون ها (مواد شيميائي پيام رسان در بدن ، ساختن ويتامين D ، ساختن اسيدهاي صفراوي که به هضم چربي کمک مي کنند.
گاهي اوقات بدن بيش از حد نياز کلسترول توليد مي کند و اين کلسترول زيادي وارد جريان خون مي شود.سطوح بالاي کلسترول در خون مي تواند رگهاي خوني را مسدود نمايد و احتمال حملات قلبي را افزايش دهد.با مصرف چربي هاي اشباع شده ، بدن کلسترول بسيار زيادي را توليد مي کند كه علاوه بر کلسترولي که خود بدن مي سازد ، درصد کمي از آن را هم از غذاها دريافت مي کند.تنها غذاهي حيواني مانند گوشت ، تخم مرغ ، و فرآورده هاي لبني حاوي کلسترول هستند. غذاهاي گياهي مانند ميوه ها ، سبزيجات و دانه ها کلسترول ندارند.
اهميت نقش اسيدهاي چرب 3 ω
اولين بار در دهه 1970 اهميت نقش اسيدهاي چرب 3 ω در پيشگيري از حملات قلبي – عروقي آشكار گرديد. در سالهاي 98-97 نيز مطالعات وسيع روي اروپائيان وامريكائيان نشان داد كه سيستم قلب و عروق افرادي كه بطور منظم و هفتگي از ماهي، روغن ماهي و يا ساير فرآوردههاي دريايي استفاده مي كنند بسيار سالم تر و مقاوم تر از سيستم قلب و عروق افرادي است كه بطور غيرمنظم ماهي مي خورند يا اصلاً نمي خورند. با ورود اسيدهاي چرب 3 ω به ساختار ديواره گلبول هاي قرمز انعطاف پذيري آنها افزايش يافته و بدليل عبور راحت تر آنها از مويرگهاي بسيار نازك در واقع خون « سيال تر » مي شود و به همين دليل قلب مي تواند فعاليت پمپاژ خود را با راحتي بيشتري انجام دهد كه اين اثر با مصرف منظم يك تا دو نوبت ماهي تازه در هفته كه حاوي ميزان كافي اسيدهاي چرب 3 ω باشد نيز قابل دستيابي است. در واقع در ساير مطالعات نشان داده كه مصرف منظم ماهي و يا روغن ماهي تازه در هفته حتي در كساني كه ريسك فاكتورهائي همچون سن بالا، مصرف دخانيات، سابقه خانوادگي حملات قلبي، فشار خون، ديابت، چاقي، فعاليت كم بدني و كلسترول بالا را دارا مي باشند نيز كاملاً مؤثر بوده و به كاهش ريسك حملات قلبي- عروقي و افزايش سطح سلامتي سيستم قلب و عروق كمك ميكند. اسيدهاي چرب غيراشباع امگا-3 ( 3 ω ) دو گروه از چربي ها به شمار مي روند كه براي ادامه حيات بدن كاملاً ضروري هستند. اسيدهاي چرب ياد شده در ساختمان ديواره سلول هاي بدن شركت كرده و وظايف مهمي را بر عهده دارند كه با پيشرفت دانش بشري روز به روز بيشتر بر اهميت آنها واقف مي شويم. اسيدهاي چرب غيراشباع زنجيره بلند EPA و DHA ( ايكوزاپنتانوئيك اسيد و دوكوزاهگزانوئيك اسيد ) كه وظايف متعددي را در بدن بر عهده دارند منحصراً در بافت آبزيان علي الخصوص ماهي ها يافت مي شوند. در مورد نقش مواد غذايي در سيستم ايمني ، به اسيدهاي چرب غير اشباع(Unsturated Fatty Acids يا PUFA ) موجود در جيره توجه زيادي مي شود .در بافت هاي حيوانات ، اسيد لينولئيك (n-6) به اسيد آراشيدونيك (Arachidonic Acid) تبديل مي شود و اسيد آلفالينولينك (n-3) به صورت اسيد ايكوزاپنتائنوئيك (EPA) يا EicosapentaenoicAcidدرمي آيد.AA و EPA هر دو پيش در آمد (ايكوزانوئيدها )) هستند كه در تنظيم و پاسخ هاي متعدد ايمني اهميت دارند . از عناصر غذايي كه داراي سطوح بالاي اسيدهاي چرب (n-6) هستند مي توان ذرت ، روغن هاي گياهي و چربي طيور را نام برد . روغن ماهي ،پودر ماهي و تخم كتان (Linseed) منابع اصلي اسيدهاي چرب (n-3) در جيره هستند . در برنامه هاي غذايي عملي براي جوجه هاي گوشتي به طور معمول چندين ماده اي داراي سطح بالاي اسيدهاي چرب (n-6) وجود دارد به طوري كه غالباً ميزان اسيدهاي چرب (n-3) با محدوديت مواجه مي شود .همانطور كه اشاره شد EPA براي ساخته شدن پروستاگلاندين هاي ضروري براي عملكرد صحيح سيستم قلب و عروق حياتي است و نيز در ساختمان غشاء سلول هاي بدن شركت مي كند. DHA براي عملكرد مغز، چشم و سيستم توليد مثل پستانداران حياتي است و اخيراً اظهار شده كه حضور آن به ميزان كافي در بدن باعث حفظ تعادل خلق و داشتن روحيه مثبت مي گردد.همانطور كه كمبود آن حالتهاي عكس را باعث مي شود. در واقع هنگامي كه هر دو اسيد چرب ياد شده به نسبت مناسب در دسترس بدن و ارگانهاي ياد شده باشند، تمام فعاليتهاي مربوط به آنها به بهترين نحو انجام مي شود. چون در جوامع صنعتي عصر حاضر، رژيم غذائي مردم از اسيدهاي چرب6 ω غني و متأسفانه از اسيدهاي چرب 3 ω بسيار فقير است. توصيه مي شود كه جهت اصلاح تناسب ميان اين دو گروه ميزان مصرف گروه 3 ω در رژيم غذائي مردم چه از طريق مصرف ماهي و چه به صورت مصرف مكمل هاي غذائي تهيه شده با روغنهاي دريائي بخصوص روغن ماهي بالاتر برده شود. همانگونه كه ياد شد متخصصان علوم تغذيه به اين نتيجه رسيده اند كه امروزه بيش از 80% منابع مورد نياز اسيدهاي چرب 3 ω از سفره مردم حذف گرديده اند. به نوعي كه در رژيم غذايي انسان امروزي برخلاف پيشينيان خود كه ميزان كافي و متناسب اسيدهاي چرب ضروري 6 ω و 3 ω را از غذاي خود دريافت مي كرد، اسيدهاي چرب 3 ω به حلقه گمشده بدل گشته اند. لذا مصرف فرآورده هاي دريائي در درجه اول و وجود يك مكمل غذائي حاوي اسيدهاي چرب 3 ω در رژيم غذائي مردم در درجه بعدي اهميت كاملاً ضروري به نظر مي رسد ،بخش اعظم نيازهاي غذائي ما به اسيدهاي چرب غيراشباع و نيز ويتامين هاي C, E, D, A با مصرف منظم روغن هاهي برطرف مي گردد. روغن ماهي پخش شده در فاز آبي بسيار راحت تر و بهتر از روغن ماهي به فرم ساده جذب بدن مي شود يعني به اصطلاح روغن ماهي امولسيونه Bioavailability بيشتري دارد و مطالعات نيز نشان داده اند كه ميزان EPA و DHA در خون افرادي كه امولسيون روغن ماهي مصرف كرده اند. سريع تر بالا مي رود و تا 2 روز پس از مصرف روغن ماهي در حد بالاتري باقي مي ماند.
منابع مورد استفاده
1. HOH SH.A. 1995. Satiaty index of common foods.Eur J Clin:675-690
2. Connor WE.2000. Importance of n-3 Fatty Acids in Health and Disease.Americal Journal of Clinical Nutrition.71(suppl):1713-55.
3. Hnter BJ,Roberts DC.2000. Potential Impact of the Fat Composition of Farmed Fish on Human Health.Nutrion Research.20(7):1047-1058.
3. Uauy-Dagach R,Valenzuela A.Marine Oils:The Health Benefits of n-3 Fatty Acids Americal Journal of Clinical Nutrtion.54(11):510.
4. Americn Heart Association.2000.Fish Oil.Retrieved
انتخاب زنبورعسل
براي اينكه شخص داراي كندوي خوبي باشد تنها تعداد زنبور را نبايد در نظر گرفت بلكه نوع و نژاد زنبور را در اولين مرحله بايد در نظر گرفت و زنبوري تهيه كرد كه مشخصات لازم را داشته و از نژادهاي سالم و مقاوم باشد.
نژادهاي زنبورعسل
زنبورعسل داراي نژادهاي گوناگوني است كه از روي رنگ و درشتي و ريزي آنها تشخيص داده ميشود. نژادهاي مختلف زنبورعسل عبارتنداز:
1-زنبورعسل ايتاليايي 2-زنبور كارنيولان 3-زنبورقفقازي 4-زنبور هندي
1-زنبورعسل ايتاليايي
زنبورعسل ايتاليايي داراي رنگ قهوهاي روشن مي باشد. همچنين نژادي پر بهره بوده و در مقابل بيماريهاي انگلي زنبور مقاومت زيادي دارد.
2-زنبور كارنيولان
اين نژاد در نزد برخي زنبورداران بهترين نژاد زنبور جهان بوده و درشتترين زنبورعسل است اين نژاد پر توليد، داراي عمر طولاني و در مصرف و ذخيره عسل نيز صرفه جو ميباشد. اين نژاد با هر آب و هواي سازگار بوده و كمتر از ساير نژادها بچه ميدهد.
3-زنبورقفقازي
زنبور قفقازي همانند نژاد كارنيولان بوده ولي از نظر جثه كوچكتر است اين نژاد در مقابل امراض و مخصوصاً بيماري لوك آمريكايي بيش از هر نژادي مقاوم است
اقسام زنبورعسل در يك كندو
يك كندو داراي سه نوع زنبور است و هر كدام بهجهت كار مخصوصي كه انجام ميدهند شامل ملكه، زنبور كارگر و زنبور نر ميباشد.
الف- ملكه
ملكه مادر تمام زنبورهاست، تخم ميگذارد و تكثير توسط ملكه انجام ميگيرد. ملكه عموماً در كندوها فرد و تك است و در برخي موارد استثنايي دو يا چند ملكهايي ديده ميشود. در صورت تعدد ملكه خود زنبوران كارگر ملكه زايد را كه طبيعتاً پير يا ضعيف ميباشد هلاك ميسازند. ملكه در تمام عمر خود يكبار جفتگيري كرده و بارور ميشود و آنهم در اولين پروازي كه از كندو خارج ميشود. ملكه تخم خود را در بخش مركزي سلول قرار ميدهد. از تخمها طي سه روز لارو خارج ميشود. همه لاروها از ژل شاهانه (غذايي مخصوص كه توسط زنبوران كارگر توليد و به مصرف ملكه ميرسد) در دو روز اول تغذيه ميكنند. در سومين روز از مرحله لاروي، تنها لارو ملكه از ژل شاهانه تغذيه ميكند و بقيه لاروها كه به زنبور كارگر و نر تبديل ميشوند از جيره شامل مخلوط عسل و گرده رقيق شده استفاده ميكنند. 15 روز طول ميكشد تا تخمي به ملكه تبديل شود در حالي كه براي تبديل لارو به زنبور كارگر 3 روز و براي كارگر 12 روز طول ميكشد. هر ملكه بين 1500 تا 3000 تخم ميگذارد. تخمهاي نابارور به زنبور نر و تخمهاي بارور شده به زنبور كارگر تبديل ميشوند. ملكه بين 6 تا 7 سال ميتواند زندگي كند.
ب- زنبور نر
تنبلترين زنبورها، زنبور نر ميباشد. اين زنبور درشتتر و بزرگتر از زنبور كارگر ميباشد و خرطومي براي مكيدن شيره و شهد ندارد. زنبور نر فاقد سبد گرده بوده و همچنين داراي غدد ترشح كننده موم براي ساختن شان عسل نميباشد.
ج- زنبور كارگر
زنبوران مادهاي هستند كه بدليل عدم تكامل دستگاه تناسلي نميتواند تخمگذاري نمايند. زنبوران كارگر به منظور ساختن شان، موم ترشح ميكنند. زنبوران كارگر مواد رزيني بنام بره موم را از درختان جمع ميكنند و از بره موم براي درزگيري و ترميم شانها و استحكام ديوارههاي نازك سلولها استفاده ميكنند. بره موم كندو را در برابر آب محافظت ميكند. همچنين از بره موم براي موميايي نمودن لاشه حشراتي كه غيرقابل انتقال به بيرون از كندو ميباشند استفاده ميگردد. زنبور كارگر كوچكترين و پرجمعيتترين زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعيت كلني را تشكيل ميدهند. يك كلني ميتواند بين 60 تا 80 هزار زنبور كارگر داشته باشند.
وظايف زنبوران كارگر:
1-سه روز اول زندگي، زنبوران كارگر درون كندو جهت كسب نيرو و رشد غدههاي بدن به سر ميبرند كه در اين مدت نظافت سلولهاي كندو را براي تخمگذاري ملكه انجام ميدهند.
2-از سه روزگي تا شش روزگي زنبوران كارگر به لاروهاي بزرگتر مخلوطي از عسل و گرده ميخورانند و در ششمين روز رشد، غددي در ناحيه سر آنها نمايان ميشود كه شاه انگبين يا ژله شاهانه توليد ميكنند. از اين زمان آنها ميتوان لاروهاي كوچكتر (تا سه روزگي) را نيز تغذيه كند.
3-بعد از آن غدد مومي آنها فعال شده و تا بيستمين روز زندگي در امر مومسازي و تبديل شهد به عسل شركت ميكند. وظيفه تهويه هوا جهت كاهش دما، رطوبت كندو و حفاظت از درب ورودي كندو از ديگر وظايف آنهاست.
4-بعد از روز بيستم زنبور كارگر تلاش خود را جهت جمعآوري شهد و گرده انجام ميدهد. همچنين عمل جهتيابي و جاسازي عسل، گرده، شهد و آب در سلولها و جلوگيري از غارت را انجام ميدهند.
مستقر نمودن كندو
اولين موضوعي كه بايد دانست اين است كه چه زماني بايد كندو را مستقر كرد و نيز بايستي منطقه را بازرسي نمود و مطمئن شد كه هيچ دشمني از دشمنان زنبور همانند مورچه در آن حوالي وجود نداشته باشد.
1-هميشه كندو را در زير سايه درخت مستقر نماييد. در نظر داشته باشيد كه ورودي كندو كه قسمت شلوغ كندو ميباشد رو به طرف مشرق يعني سمتي كه خورشيد از آنجا طلوع مينمايد، قرار گيرد. اين امر زنبوران را وادار ميكند كه از صبح زود فعاليتشان را آغاز نمايند.
2-گريس مالي پايهاي كندو را فراموش نكنيد هر دو هفته يكبار تا زماني كه مطمئن شويد كلني جوان شما به اندازه كافي قوي شده و ميتواند هرگونه تعرض مورچهها را دفع كند گريس مالي را تكرار كنيد.
3-مطمئن شويد كندو را جايي قرار دادهايد كه به شما اجازه خواهد داد هر زمان كه نياز باشد بتوانيد به آن سركشي نمائيد.
4-كندو را به طرف خروجي كمي شيب دهيد تا قطرات احتمالي آب موجود در كندو از طريق ورودي و از روي تخته پرواز بيرون بريزيد.
شروع زنبورداري:
زنبور، گرده گل و گياهان، شهد و عصارههاي شيرين را ميخورد و علاوه بر آن نياز آب است تا رفع تشنگي كند و همچنين با آب كندو را در روزهاي گرم از طريق تبخير آب خنك نگه دارد. بهترين جائيكه ميتوان كندوي خويش را در آنجا قرار داد باغهاي پرشكوفه كنار رودخانه يا چشمه ميباشد كه بدين ترتيب زنبوران ميتواند به آساني به آب نيز دسترسي داشته باشند. زنبورداري مانند ديگر مشاغل در آغاز اندكي خرج دارد. خريد كندو، خريد زنبور و ديگر تجهيزات هزينهبر است اما سالهاي بعد به تعويض قابها، موم، خريدن ظرف عسل و خريد شكر تقليل مييابد. زنبورستان نياز به فضاي كمي دارد. زماني را كه بايستي با زنبوران سپري نمود با كسب تجربه بيشتر كاهش مييابد و در اوايل كار در هفته يك ساعت ممكن است جهت بازرسي كندو نياز باشد اين زمان با گذشت چندماه به طور قابل ملاحظهاي كاهش مييابد. مواقعي از سال، مانند زمان برداشت عسل، زنبوردار بايستي يكي دو روز را به منظور استحصال و بسته بندي عسل اختصاص دهد.
تهيه زنبور براي زنبورستان
سه راه براي بدست آوردن زنبور وجود دارد:
الف: بچه
ب: زنبور كارتني
ج: هسته
الف) بچه: بچهگيري، احتمالاً روش مناسبي براي شروع كار نيست.
ب: زنبور كارتني: هر بسته معمولا حاوي 5/2 كيلوگرم زنبور است كه ملكه آنها به طور جداگانه در قفس ملكه قرار دارد.
ج: هسته: هسته زنبوري (زنبوراني هستند كه كلني كوچكي را با 4 تا 8 قاب تشكيل ميدهند) كلني مستقلي است كه در ابتداي زنبورداري ايدهآل ميباشد. هستهها حاوي قابهاي شاني هستند كه در زنبوران بجز شانهاي خارجي كه حاوي عسل و گرده هستند، بقيه شانها را به ميزان كافي ميپوشانند قابهاي داخلي پر از نوزادان بوده كه داراي مراحل مختلف رشد از تخم تا لاروهاي سرپوشيده است و همه اينها از ملكه جوان تخمگذار و جفتگيري كرده حاصل آمدهاند كه قادر به دسترسي به تمام شانها جهت تخمگذاري ميباشد. قبل از اينكه هسته زنبور به دست شما برسد بهتر است كندويي كه زنبورها به آن انتقال داده خواهند شد، بايستي داراي قابهاي اضافي، صفحات زيرسازي شده، جايگاه، ابزار و تجهيزات لازم باشد.
مواردي را كه در مواقع انتقال زنبورها ميبايست رعايت نمود:
1-قبل از انتقال زنبوران به درون كندو مقداري دود از طريق سوراخ پرواز و صفحه تهويه وارد درون جعبه محل هسته نمائيد.
2-جعبه را كنار گذاشته و كندو اصلي را در جائيكه بوسيله جعبه حمل هسته اشغال شده مستقر كنيد.
3-بعد از اينكه درپوش را روي زمين قرار داديد مطمئن شويد كه ملكه در سطح داخلي درپوش جا نمانده باشد.
4-كمي روي قابها را دود داده، سپس آنها را يك به يك درون كندوي اصلي قرار دهيد.
5-وقتي همه قابها منتقل شدند جعبه حمل هسته بايستي به طور وارونه روي كندو قرار گيرد و زنبوران باقيمانده در كف جعبه درون كندو تكانيده شوند.
مديريت زنبورستان
كنترل بچهدهي به منظور پيشرفت:
در اوج دوره پرورش نوزادان بهترين ملكهها قادرند روزي تا سه هزار و پانصد تخم بگذارند، لذا شانهاي تخمگذاري بسيار پرجمعيت شده به طوري كه ملكههاي خوب نيز توانايي مقاومت در برابر تراكم زياد سلولهاي نوزادي نداشته و در چنين شرايطي همه كلني از حالت تعادل خارج شده و زنبورهاي كارگر شروع به ساخت سلولهاي ويژه پرورش ملكه مينمايند كه اين كار به منظور ايجاد بچه انجام ميگيرد. براي كنترل بچهدهي موارد زير را ميتوان مورد استفاده قرار داد.
1-شانهاي حاوي عسل كه در نزديكي شانهاي تخمگذاري قرار دارند با شانهاي خالي تعويض گردد.
2-در صورت دسترسي به شانهاي خالي ميتوانيد آنها را از ديگر كندوها برداشته و در كنار شانهاي تخمگذاري شده در كندوي پر جمعيت قرار دهيد.
3-اقدامات لازم جهت كاهش گرماي كندو در زماني كه زنبورها در سطح و اطراف كندو تجمع نمودهاند را انجام دهيد.
4-با قرار دادن تكه چوب ميان سرپوش و قابها تهويه مناسب براي كندو فراهم آوريد. اين عمل باعث خروج گرما از داخل كندو و ورود هواي تازه به درون آن ميشود.
5-آب را به ميزان كافي در دسترس زنبورداران قرار دهيد. زنبوران براي خنك كردن كندو به آب نياز دارند.
ايجاد كندو به وسيله تقسيم كلني پرجمعيت
قبل از اينكه تصميمي براي تقسيم كندو اتخاذ نمائيد. از وفور غذا در آوردن اطمينان حاصل كنيد. موفقيت اين عمل بستگي به ميزان غذايي داشته كه شما در اختيار كلني جديد قرار ميدهيد. اين ميزان غذا ميتواند بوسيله شانهاي حاوي گرده و عسل فراهم آيد. جهت اين امر موارد زير بايستي مورد توجه قرار گيرد.
1-دو يا سه عدد از شانهاي كندوي پيري كه خود حاوي پنج تا هشت شان تخمگذار است برداريد. در صورت امكان مطمئن شويد شانهايي را كه انتخاب كردهايد حاوي تخم و لارو و نوزادان درون سلولهاي سرپوشيده و سلولهاي ملكه باشند. اين شانها را در كندوي جديد قرار دهيد، ملكه پير بايد در كندوي قديمي باشد.
2-دو يا تعداد بيشتري از شانها را از كندو خارج كنيد يكي از اين شانها بايستي حاوي سلولهاي عسلي كه با موم پوشانده نشدهاند (سر باز) و ديگري شان خالي باشد. اين دو شان را بايستي در كنار هم مجاور شانهاي تخمگذاري (شانهاي نوزادي خارج شده از كندوي قديمي) قرار دهيد.
3-سعي كنيد تا زنبوران بيشتري را در پيرامون كندوي جديد گرد آوريد.
4-ضمن بازديد كندوي جديد ورودي كندو را با ماده پلاستيكي مسدود نمائيد به طوري كه زنبوران 24 ساعت درون كندو محبوس شوند.
5-كندوي جديد را ترجيحاً به محلي ديگري كه حداقل سه كيلومتر با كندوي قديمي فاصله داشته باشد انتقال دهيد.
6-در طول اولين ماه تشكيل كلني جديد آنرا مرتباً بازديد نمايد تا اينكه مطمئن شويد هيچ خطري كندو را تهديد نميكند.
7-پس از يك ماه كندو را از نظر وجود ملكه بازرسي نمايد. اگر شما تخم، لارو و نوزاداني كه در سلولهاي سرپوشيده قرار دارند را ملاحظه نموديد ديگر نيازي به جستجوي ملكه و فراهم آوردن موجبات ناراحتي زنبوران نيست، تخمها و شانهاي تخمگذاري شده دليل خوبي براي حضور ملكه در كندو ميباشد.
نحوه ادغام زنبوران با يكديگر يا افزايش تعداد آنها
تحت شرايط عادي وقتي زنبوري وارد كلني ديگر شود دزد محسوب شده و با آن برخورد ميشود. بنابراين زنبوردار بايد نهايت سعي خود را در اتحاد بين زنبوران ملحق شده به يك كلني فراهم نمايد. بطور كلي زنبورداران در موارد زير كلنيها را با يكديگر ادغام مينمايند.
1-افزودن بچه كندو به يك كلني تازه تشكيل شده
2-افزودن كلني بدون ملكه به كلني كه داراي ملكه حقيقي است
3-جمعآوري زنبوران از كلني مختلف جهت تشكيل يك هسته جديد
الف) افزودن بچه كندو به يك كلني تازه:
اين امر زماني اتفاق ميافتد كه زنبوردار تازه كار فاقد كندويي براي استقرار بچه كندو باشد يا كلني ضعيفي دارد كه ميخواهد آنرا تقويت نمايد. لذا بايستي موارد زير را رعايت كند:
1-يكي از دو ملكه كلني يا بچه بايستي بيست و چهار ساعت قبل از ادغام حذف شود.
2-بچه كندو را از جايگاه خود به كلني انتقال دهيد.
3-با توجه به تجربه قبلي اگر كلني قوي است، بچه كندو را به يك كلني ضعيفتري اضافه نمايد.
4-براي اينكه يكنواختي درون كندو حاكم شود از دود استفاده نمايد.
ب) ادغام يك كلني بدون ملكه در يك كلني كه داراي ملكه ميباشد.
1-زنبورهاي كلني فاقد ملكه را در كلني ملكهدار اضافه نمائيد. توصيه ميشود كه كلني را به سه كيلومتر دورتر انتقال دهيد. اگر كندوها مجاور يكديگرند و مجبور به انتقال بعد از ادغام نميباشيد، فراموش نكنيد كه قبل از هر كاري كندوي خالي را حذف نمائيد.
2-به منظور ادغام اين دو كندو با استفاده از روزنامه و يك برس عمل نمائيد.
ج) تشكيل دادن هسته از زنبوران
اين فعاليت ضروري به منظور ايجاد يك كلني جديد زنبور انجام ميگيرد. همچنين اين عمل گامي مديريتي به منظور پرورش ملكه است.
1-زنبوران دو يا چند كلني را در يك كندو بتكانيد.
2-هنگام تشكيل هسته جديد، دود بر روي كلني داده شود تا هسته بوي يكساني بگيرد.
چه موقعي بچه كندو به يك كلني اضافه شود؟
جمعيت يك كلني ميتواند طوري كاهش يابد كه زنبوران قادر به پوشاندن سطح نوزادان نباشند. اگر چنين حالتي پيش آيد بايستي زنبوران زيادي جهت پوشاندن سطح شان نوزادي به كندو اضافه شود. اگر چنين كاري صورت نگيرد نوزادان در معرض سرما قرار گرفته و خواهند مرد كه به آنان نوزادان سرما خورده گويند. در چنين مواردي زنبوران از هر منبعي كه باشند (زنبوران همراه ملكه، كلني بدون ملكه يا غيره) را بايستي جمعآوري و به كندو اضافه كرد. اما بايد توجه نمود كه چنين زنبوراني بايستي متعلق به يك كندوي قدرتمند باشند. خاطر نشان ميشود كه زنبوران بايد حداقل سه كيلومتر جابجا شوند تا ديگر نتوانند به محل قبلي خويش بازگردند.
چگونه ميتوان جلوي غارت زنبوران را گرفت؟
غريزه جمعآوري و ذخيرهسازي عسل در زنبوران به حدي قوي است كه آنان به هر عصاره شيرين به چشم دارايي خويش مينگرند. زماني كه به قصد جمعآوري عسل از كندو جدا ميشوند و ميزان شهد در محيط زنبور كم باشد در پي فرصتي هستند كه از كندوهاي ديگر عسلدزدي كنند. زنبوران كندوهاي قويتر كه ذخيره عسل بيشتري را دارند هم گاهي دست به غارت كندوهاي ضعيفتر ميزنند. جهت جلوگيري از وقوع غارت توجه به نكات زير مفيد است:
1-هنگام بازرسي كندو و برداشت عسل به سرعت اين عمل را انجام دهيد و هرگز شانها را روباز رها نكنيد. از قراردادن عسل در نزديكي كندو اجتناب كنيد چرا كه ديگر زنبوران رهگذر را كه براي كلنيتان خطرناك است به سوي كندو خود جلب مينمايد.
2-كندوها را طوري طراحي نمائيد تا قادر به تنظيم ورودي آن باشيد. اين امر بدين سبب ضروري است كه اگر بخواهيد از كندويتان محافظت كنيد بتوانيد ورودي را كوچك و زماني كه جمعيت كندو بالا رفت آنرا عريضتر سازيد.
3-در صورت امكان خلل و فرج كندو را با موادي نظير موم درزگيري نمائيد. اين امر از ورود شكارچيان بزرگ به كندو از طريق راههاي موجود در آن جلوگيري خواهد كرد.
4-در شرايط بد آب و هوايي ميتوانيد هر صبح و عصر زنبوران را با قرار دادن غذا فقط داخل كندو تغذيه نمائيد.
نحوه غذا دهي به زنبوران
ممكن است در يك دوره مجبور به تغذيه زنبوران باشيد. اين دوره شامل فصول باراني و مراحل اوليه رشد كلني ميشود. فصل بارندگي از اين نظر مهم است كه زنبوردار ميتواند از آن بعنوان دوره ركورد حرفه خويش ياد كند. در اوج فصل بارندگي، باران ممكن است سه تا چهار روز ادامه داشته باشد و تنها در اين ميان سه تا چهار ساعت قطع شود. بعضي مواقع باران قطع شده، ولي هوا آفتابي نبوده و مهآلود، سرد و ابري است. در چنين شرايطي زنبوران هيچگاه از كندوي خود بيرون نميآيند. علاوه بر موارد بالا شهد مزارع نيز بسيار رقيق ميشود و محتواي شكر آن به قدري پايين ميآيد كه زنبور قادر به تشخيص آن نيست. همچنين گرده خيس و شسته ميشود كه اين امر حتي براي زنبوراني كه در چنين شرايطي جان خود را به خطر انداخته تا غذايي اندكي به كندو بياورند نيز مشكل ساز است. بدين ترتيب بسياري از زنبوران دركندو مانده و از عسلي كه در طول دوره گلدهي جمعآوري و ذخيره نمودهاند استفاده مينمايند. بدين ترتيب يك كندو به طور متوسط 4/1 كيلوگرم عسل مصرف خواهد كرد. اين امر تا زماني كه همه ذخاير زنبوران به اتمام رسد ادامه خواهد داشت مگر اينكه باران قطع شود. وقتي چنين شرايطي رخ دهد به زنبوردار توصيه ميگردد آب و شكر، عسل و هر چيز شيريني كه در دسترس دارد به زنبور برساند. عسل توليد شده در كندو براي مصرف زنبوران در طول فصول باراني در نظر گرفته ميشود. زنبوردار قبل از شروع بارندگي فرصت دارد براي برداشت عسل به سر وقت كلنيهايي كه عسل زيادي دارند برود. توجه داشته باشيد هميشه مقداري عسل براي زنبوران باقي بگذاريد.
ممكن است تا كنون به ارزش باقي گذاشتن مقداري عسل در كندو و زماني كه عسل توليدي را برداشت مينماييد پي برده باشيد. حداقل هفت تا ده شان حاوي عسل و نوزاد را در كندو باقي گذاريد اگر كندو را خالي از عسل نماييد بايستي روزانه تا قطع باران 5/1 كيلوگرم عصاره شيرين شامل شكر در اختيار زنبوران قرار دهيد.
آب جهت زنبوران
توصيه ميشود كه محل كندو را در نزديكي مكاني قرار دهيد كه زنبوران به سادگي به آب دسترسي داشته باشند. وجود آب براي زنبور عسل حياتي است. زنبوران از آب به ميزان زيادي جهت رقيق سازي غذاي نوزادان و خنك كردن كندو استفاده مينمايند.
جمعآوري عسل
برداشت اولين محصول عسل بسته به زماني است كه كندو داراي زنبور شده است. مقدار زمان لازم براي برداشت عسل 3 ماه است اما ميزان برداشت عسل بستگي به توانايي هر كلني دارد. اگر كلني جواني بيشتر از 10 شان عسل توليد نمايد، عسل فراواني در كلني وجود داشته و زنبوردار ميتواند مقداري از آن را برداشت نمايد. فصل برداشت عسل بين ماههاي مرداد و شهريور ميباشد.در ماههاي مهر تا آذر ميزان عسل كمي براي برداشت وجود دارد و عمده برداشت عسل بين ماههاي تير تا شهريور است. بهترين زمان برداشت عسل در اوج فصول خشك و در شبهاي بسيار گرم است. كار را بايد تا شبهاي طوفاني و فصول باراني به اتمام رسانيد. جهت برداشت عسل مراحل زير بايستي انجام گيرد:
1-لباسهاي محافظ يعني كلاه، لباس، يك جفت دستكش و پوتين يا كفش ديگري شبيه آن كه پاهاي شما را محافظت كند بپوشيد.
2-دودي، برس يا شاهپر، چاقو يا كاردك عسل را همراه داشته باشيد. همچنين حلب بزرگ غيرقابل نفوذي كه درآن شانهاي عسل را نگهداري كنيد.
3-دودي خود را با مواد سوختني كه بتواند دود سفيدي را فراهم آورد شامل مواد سوختني نظير پهن گاو، خاك اره، تراشه چوب مجهز كنيد. از مصرف نفت يا تكههاي پارچه خودداري نمائيد.
4-قبل از شروع كار، كنترل نمائيد كه خود را كامل پوشانيده باشيد. كلاهك خود را به ويژه در ناحيه گردن چك كنيد.
5-به آرامي براي چند دقيقه مقداري اطراف كندو را دودهي نمائيد و بعداً دود را وارد كندو كنيد.
6-بعد از دود دهي در پوش را برداريد.
7-چاقو يا كاردك عسلبري را جهت تكانيدن زنبوران از روي قابها به منظور دور نمودن آنها بكار بريد.
9-بعد از برداشت يك قاب عسل، از كناره خالي آن جهت راندن زنبوران به شانهاي دورتر به آرامي شروع به دود دهي نمائيد. اين امر به شما امكان ميدهد تا نزديكترينشان نسبت به خودتان را برداشت كنيد.
10-تعداد دو يا سه قاب را برداشت كنيد، اگر اولين شاني كه برداشتيد سفيد بود آن شان تازه است، اين شان ميتواند خالي يا حاوي عسلي نارس باشد كه نبايستي برداشته شود و براي تغذيه خود زنبوران بايستي باقي ماند. بنابراين آن را در طرف خالي كندو قرار دهيد.
11-درب كندو را ببنديد، مطمئن شويد كه درپوش را خوب جا انداختهايد.
توجه: بهترين زمان براي برداشت عسل، عصرها بعد از ساعت 5 بعدازظهر و صبح زود قبل از ساعت 9 ميباشد. حداقل بايستي 4 شان دست نخورده در مركز كندو باقي بماند. اين شانها ميتوانند عسل و نوزاد باشند (در كنار هم) اين شانها به منظور مصرف خود زنبوران باقي گذاشته شوند. جهت در امان ماندن از نيش زنبوران در هنگام بازديد كندو موارد زير را رعايت كنيد:
1-دستان خود خوب بشوييد تا مطمئن شويد كه بويي نميدهد.
2-به هيچ وجه از مواد آرايشي استفاده نكنيد زيرا ميتوانند حاوي موم يا بويي باشند كه براحتي زنبوران را جهت حمله به شما تحريك نمايند.
3-به كندوي خود از پشت ورودي و يا از طرفين نزديك شويد.
4-با لباسهاي سياه يا آبي كندو را مورد بازبيني قرار ندهيد. هميشه لباسهاي سفيد، سبز يا زرد رنگ بر تن داشته باشيد.
5-هميشه آرام و بي سر و صدا به كار بپردازيد. هر صدايي زنبوران را مضطرب ميسازد.
6-هميشه قابها را با نهايت دقت برداريد و مواطب باشيد از دست شما نيفتند.
7-مواظب باشيد هيچ زنبوري را له نكنيد. زنبوران له شده بوي آماده باش را از خود متصاعد ميكنند كه همه زنبوران را آماده حمله مينمايند.
عسلگيري
براي عسلگيري به چنگال مخصوص عسل، سيني مخصوص نصبشان جهت باز كردن سر سلول، يك عصارهگير و يك مخزن تصفيه كننده عسل نياز است. شان عسلي كه روي سلولهاي آن با موم پوشانيده شده، نياز دارد كه موم آن از سطح سلولها برداشته شود. اگر چنگال مخصوص عسل، گرم باشد به راحتي بسياري از مومها را جدا خواهد نمود. اگر تنها يكي، دو قاب براي عسلگيري وجود داشته باشد ميتوان اين عمل را با استفاده از يك چاقوي نانبري كه جوشانده شده نيز انجام داد. بكار بردن دو چاقو بهتر از يك چاقو است. با يك چاقو مشغول كار ميشويم در حالي كه چاقوي ديگر جهت داغ شدن در آب جوش قرار دارد. سيني مخصوص نصب شان كه خوب داغ شده داراي دو سوراخ مناسب در يك انتها بوده كه چاقوها ميتوانند از طريق آن دو سوراخ درون آب داغ قرار گيرند. پس از اتمام كار بايستي چاقوها را با پارچهاي پاك كرد.
پس از حذف فضاي گوشههاي قاب، قاب را برداشته و روي سيني مخصوص قرار دهيد (ظروف و كاسهاي كه ميتواند بعنوان يك سيني عمل كند نيز براي اين كار مناسب است). از طرف بالا درپوشهاي مومي زيرين را برش دهيد به طوري كه آنها داخل سيني بيفتند. اين كار را در هر دو طرف شان عسل انجام دهيد. وقتي پوششهاي مومي سلولي از قاب جدا شدند ميتوانيد آن را در دستگاه عسلگيري قرار دهيد، زماني كه عسلگير پر شد دستگيره آن را چرخانده و عسل را به طرف استوانه جريان دهيد.
بيماريهاي زنبورعسل و درمان آنها
1-بيماري لوك آمريكايي
اين بيماري خسارات زيادي را به جمعيت زنبوران وارد ميسازد. اين بيماري نه تنها منجر به نابودي يك كلني شده بلكه همه زنبورستان را نابود مينمايد. اين بيماري بسيار مسري بوده و با اينكه در فصل پرورش نوزاد شايع است ولي هر زماني از سال ميتوان آن را يافت عامل بيماري باكتريي است بنام باسيلوس لاروا كه اسپور بسيار مقاومي دارد.
اين باكتري به لارو زنبور حمله برده و لارو زنبور را پس از پوشانيده شدن سلول با موم در مرحله پيش شفيرگي از بين ميبرد. در اثر آلودگي، لاروهاي پيش شفيرهاي مرده به رنگ قهوهاي درآمده و در نهايت خشك ميشوند و بصورت يك پوسته درميآيند كه حذف آنها از سطح شان كار مشكلي است.
معالجه:
معالجه بيماري لوك آمريكايي اصولاً صددرصد نتيجه نخواهد داد و در اغلب موارد جمعيت كندو از بين رفته و تمام هزينهها به هدر خواهد رفت. كندوهاي ضعيف به هيچ وجه نبايد تحت درمان قرار گيرند. بلكه كليه كندو و زنبوران آن را بايستي سوزاند و از بين برد در مواردي كه بيماري براي اولين بار شايع شده و تشخيص آن قطعي ميگردد اقدامات زير بايد انجام ميگيرد:
1-قبل از هر كاري بايستي از پديده غارت جلوگيري كرد.
2-كليه وسايل را با آب گرم و صابون يا مايع نسبتاً گرم سود دار ضدعفوني كرد.
3-محتويات كندو از قبيل زنبور، قابها، گوني روي كندو را بايد سوزاند و از بين برد.
4-چنانچه كندو قوي باشد ميتوان از سولفاتيازول و يا آنتيبيوتيكهايي نظير ترامايسين و استرپتومايسين استفاده نمود. از سولفاتيازول به نسبت 5/0 تا يك گرم در چهار ليتر شربت برحسب ضعيف يا قوي بودن كندو ميتوان استفاده نمود. غلظت شربت در بهار بايد يك قسمت شكر + يك قسمت آب و در پاييز دو قسمت شكر و يك قسمت آب باشد.
لوك اروپايي
اين بيمار عفوني، ناشي از نوعي باكتري است كه لاروهاي جوان 4 الي 5 روزه را ميكشد. اين بيماري خاص نوزادان زنبور عسل است و بيشتر در اواخر بهار در كندوها ظاهر ميشود. تلف شدن نوزادان معمولاً قبل از بسته شدن حجرات صورت ميگيرد و اين تقريباً بهترين علامت تشخيص بيماري است. عامل بيماري به همراه غذا وارد دستگاه گوارش نوزادان ميشود.
رعايت اصول زير در كنترل بيماري لوك اروپايي ضروري است:
1-قوي نگه داشتن كندو
2-داشتن ملكه جوان و قوي از نژاد مقاوم
3-انبار نمودن صحيح كندوها در زمستان
4-قرار دادن مقدار كافي عسل و گرده گل براي غذاي زمستاني
5-رعايت اصول بهداشتي
6-جلوگيري از غارت كندوهاي آلوده
درمان:
براي معالجه لوك اروپايي استفاده از آنتيبيوتيكهايي از جمله اكسي تتراسيكلين، استرپتومايسين و اريترومايسين نتايج خوبي به دست آمده است. مقدار درماني اكسي تتراسيكلين، استرپتومايسين 25/0 گرم تا 1 گرم در 5-1 ليتر شربت براي هر كندو است.
بيماري نوزما:
اين بيماري به وسيله تك ياختهاي بنام نوزما آپيس ايجاد ميشود. زنبوران بر اثر دريافت غذاي آلوده به اسپورنوزما به اين بيماري دچار ميشوند. تنها نشانه قابل رؤيت در اين بيماري ضعيف شدن تدريجي زنبوران است. زنبوردار ميتواند همچنين به زنبوراني با شكمهاي باد كرده توجه كند.
كنترل بيماري:
تعويض شان نوزادي قديمي با شانهاي جديد و تعويض ملكه براي كنترل بيماري ضروري است.
كنه واروآ:
كنه ماده كه قبلاً جفتگيري كرده در آخرين ساعات كه سرپوش حجره حاوي لارو كارگر و نر در حال بسته شدن است، وارد حجره شده و درون آن تخمگذاري ميكند. تخمها تبديل به كنه نوزاد شده و لارو و شفيره زنبور را مورد حمله قرار داده و از خون آنها تغذيه ميكند. كنههادر عرض 7 تا 8 روز بالغ ميشوند و داخل حجره زنبور جفتگيري مينمايند.
علائم وجود كنه در كندو:
1-رفتار غيرعادي زنبوران كارگر و بيقراري آنان
2-وجود زنبوران ضعيف و مرگ و مير غيرعادي آنها
3-تولد زنبوران با شكل غيرطبيعي
4-لاروهاي آلوده كه به كف كندو افتادهاند
راه تشخيص آلودگي در كندو:
بازديد و آزمايش زنبوران بالغ كه حدود 100 عدد زنبور را از روي قابهاي حاوي نوزادان در يك شيشه كه حاوي آب داغ است ريخته و به مدت 5 دقيقه تكان داده ميشود سپس به داخل ظرف سفيدي كه روي آن توري قرار گرفته ريخته ميشود زنبوران روي توري و كنهها در داخل ظرف سفيد قابل تشخيص خواهد بود.
درمان:
درمان مؤثري براي بيماري شناخته نشده است ولي جهت مقابله با اين كنه از نوارهاي تدخيني و شيميايي نظير نوار فولبكس، نوار آپيستان، نوار فلومترين و محلول پريزن و قرص واروازين استفاده ميكنند. بكارگيري هر يك از داروها جهت درمان بايستي در اوايل بهار در موقع شروع فصل پرورش يا در اوايل پاييز، بعد از عسلگيري انجام گيرد.
بهداشت كندوي زنبور عسل:
1-هميشه كندوي عسل را تميز و پاكيزه نگه داريد.
2-هرگز شان و بره مومهايي كه از قابها و ديگر قسمتهاي كندو تراشيده شده، را بيرون نياندازيد.
3-كندوهاي دست دوم و تجهيزات قبل از مصرف بايستي ضدعفوني و استريل شود.
4-سطح همه قسمتهاي كندوهاي چوبي را ميتوان با استفاده از يك شعله افكن شعلهدهي نمود.
5-كارد و دودي بايستي با يك محلول ضدعفوني كننده شسته شوند.
6-ابزارآلات پلاستيكي به آساني استريل نميگردند. در موقع شستشو ميتوان با محلول هيپركلريت آنها را آبكش نمود.
7-هيچوقت زنبوران را با عسلي كه منبع آن براي شما نامشخص است تغذيه نكنيد. چرا كه اسپور بيماري لوك ميتواند از اين طريق انتقال يابد.
8-فقط از ابزارآلات زنبورستان خود استفاده كنيد.
منابع:
1-استفان، ر. 1382. اصول نوين زنبورداري، ترجمه ش، حبيب اقدم و ج، شايق، انتشارات پريور، 154 صفحه.
2-شهرستاني، ن. 1381. زنبورعسل و پرورش آن، چاپ دوازدهم، مركز نشر سپهر- تهران.
3-عبادي، ر. و. ع. ا. احمدي. 1369. پرورش زنبور عسل، انتشارات راه نجات اصفهان، چاپ اول
پرورش كرم ابريشم
مقدمه :
الياف ، ماده اوليه صنعت نساجي است امروزه شناسايي الياف اهميت زيادي پيدا كرده است با آشنايي به نوع و خواص الياف مي توان كليه عمليات مراحل توليد را به بهترين وجه ممكن انجام داد
الياف نساجي به دو دسته متمايز و بندهاي الياف كوتاه و ميلامنت طولاني معروفند الياف پشمي و پنبه اي از گروه اويند و الياف معمولي از گروه دوم اند ابريشم تنها ليف طبيعي است كه به صورت فلامينت ( رشته ) است كرم ابريشم در دو نژاد اهلي و وحشي مي باشد توليد ابريشم اهلي به صورت يك سيكل بوده و از تخم هاي پروانه ابريشم آغاز مي گردد كه ممكن است در هر زماني از سال صورت گيرد تخم هاي ابريشم معمولا در محيطي سرد نگهداري مي شوند كرمهاي ابريشم تنها از برگ توت تغذيه مي كنند
كرم ابريشم به دور خود به مدت 2 تا 4 روز به صورت پيوسته انجام مي دهد ساختار بيروني ابريشم صاف بوده و به همين علت ابريشم داراي جلاي زيادي است
واژگان تخصصي :
Staple fibres : اسم علمي الياف كوتاه
Coutinuons filaments : اسم علمي فلامنت طولاني
گليسين ( Glycine) : گروههاي حجيم كه گروه جانبي تيرو زين را تشكيل مي دهند
آلانين ( Alanine) : گروههاي حجيم كه گروه جانبي تيروزين را تشكيل مي دهند
سرين (Serine) : گروههاي حجيم كه گروه جانبي تيروزين را تشكيل مي دهند
تيروزين (Tyrosin) : گروه جانبي تشكيل دهنده ساختار ابريشم
شفيره : مرحله رشد ابريشم بعد از كرم كه يك مرحله قبل از پروانه شدن مي باشد
تفريخ : ايجاد شرايط براي رشد تخم نوع ووخروج لارو از آن تفريغ نام دارد
لارو : جنين درون تخم نوغان كه هنوز به كرم تبديل نشده
مورچگي: مرحله نوزادي
تيلوس : ماده معري براي تغذيه نطفه
Membrane Vifollin : غشايي كه مايع دروني تخم را نگه مي دارد
Bmbbyxmori : نژاد اهلي
Bombicidac : از رده حشرات دو بالان
پيله : ماده اي كه كرم ابريشم از غده خود ترشح مي كند و با آن دانه بيضي شكل براي خود مي سازد
ميكرو فيل : سوراخي هرمي شكل در انتهاي پيله براي ورود الپرماتوزوئيد
تاريخچه
نخستين زادگاه ابريشم را كشور چين مي دانند. چينيان نزديك به 2700 سال پيش از مسيح آنراشناخته ، از آن سود مي جستند. ابريشم از كرمهای گوناگونی به دست مي آيد كه بهترين آنها كرم ابريشم معمولی با نام بوم بيكس مي باشد كه از برگ درخت توت تغذيه ميكند. امروزه حدود 60درصد توليد ابريشم جهان متعلق به ژاپن ، 40 درصد باقيمانده به ساير كشورها تعلق دارد. ساليانه در دنيا 35000 تن ابريشم توليد مي شود كه كشور ايران ، تنها ساليانه 1000 تن از اين محصول رادر برنامه دارد. از قديم توليد ابريشم ايران در نواحی ساحلی دريای خزر و استان خراسان رواج داشته . ماده ابريشمين به صورت دو رشته از دو سوراخ ريز كه در بخش زيرين لب كرم جای داردبيرون آمده ، با يكديگر مخلوط مي شوند و بلافاصله در برابر هوا خشك مي گردند. درازای اين رشته ها به 350 تا 1200 مي رسد. بعد از گذشت يك هفته از تنيدن پيله ، كرم برای باز كردن پيله ،بادفع يك ماده ی قليايی پيله را سوراخ مي كند. برای جلوگيری از سوراخ شدن پيله و ابريشم كشی از آن ، پيله را وارد بخار گرم 70 تا 80 درجه ی سانتيگراد نموده ، بدين ترتيب كرم را مي كشند(خفه مي كنند). از 10 كيلو پيله تازه حدود 3 كيلو پيله خشك و از اين 3 كيلو حدود 700 تا 1000گرم تار ابريشم توليد مي شود. به لايه سلولزی شكل پيله و كرم مانده در ته ظرف ، ته تشتی يا ته خال مي گويند. بعد از اين كار ابريشم را به قلياب (كلياب ) كشی مي برند تا صمغ ابريشم گرفته شود. از هر 100 كيلو، 25 كيلو صمغ خارج مي شود و 75 كيلو تار سفيد و نرم باقی مي ماند. پرورش كرم ابريشم از هزاران سال قبل در چين و هندوستان معمول بوده است و در حال حاضر علاوه بر دو كشور نامبرده در ايتاليا و ژاپن و برخي از كشور هاي ديگر جهان نيز كرم ابريشم پرورش داده مي شود.در كشور ايران پرورش اين كرم در اكثر نقاط به ويژه در مازندران و گيلان و گرگان كاملا ميسر است و از نظر اقتصادي منافع زيادي دارد چون طول مدت پرورش كرم ابريشم از آغاز تا پايان بيش از يك ماه و نيم نيست لذا پرورش اين كرم كار پر زحمتي نيست و وقت زيادي نمي خواهد. ماده ايكه كرم ابريشم از غده ي خود به شكل نخ بسيار باريك ترشح ميكند و با آن لانه ي بيضي شكلي براي خود مي سازد ابريشم نام دارد و لانه بيضي شكل را پيله مينامند كه آنرا به ترتيب مخصوصي كه شرح خواهيم داد گرم ميكنند و بعد ميريسند تا ابريشم به دست آيد.ابريشم را افريشم و بريشم و حديد و پرنيان و پرند هم مي نامند و به عربي آنرا ابريسم مي خوانند.
در تاريخ 1309 تربيت پيله ابريشم علاوه بر گيلان و مازندران و آذربايجان و خراسان و در نواحي مركزي ايران كه معروفترين آنها كاشان و اصفهان و يزد و كرمان است شروع شده و به تربيت پيله ي ابريشم اقدام كردند.در كرمان و يزد و كاشان محصول آنها مصرف محلي داشت و چيزي از آن به خارج نمي رفت ولي از نواحي گيلان و آذربايجان به روسيه صادر مي شد.مخمل كاشان ، ممتاز و بسيار مطلوب بود و در كاشان و اراك و نايين فرشهاي ابريشمي بسيار عالي مي بافتند.
تربيت كرم ابريشم و بدست آوردن پيله بر خلاف ديگر رشته هاي كشاورزي كه فرصت بيشتري مي خواهد در مدت كمي صورت مي گيرد و هر كس مي تواند در تهيه ي تخم و تربيت كرم ابريشم و بدست آوردن پيله شركت كند.
چگونگي پرورش كرم ابريشم و مشكلات آن در ايران
در حال حاضر پرورش كرم ابريشم در استانهاي گيلان ، مازندران ، خراسان ، آذربايجان ، اصفهان ، يزد و كرمانشاه رايج است.در استان گيلان كه 80 درصد توليد كشور را به عهده وارد پرورش اين كرم در ارديبهشت و در ساير استان ها در فروردين ماه زمانيكه توت پنج برگه مي شود ، انجام ميگيرد.
چنانچه براي كرم ابريشم شرايط پرورش ابريشم مطلوبي ايجاد گردد و برگ توت هم مهيا باشد مي توان هر موقع از سال به امر پرورش كرم ابريشم پرداخت.در كشور هاي پيشرفته مانند ژاپن بدين طريق حتي 3 بار در سال كار پرورش انجام مي گيرد.در ايران از فروردين ماه تا مهر ماه كه توت به خوبي رشد ميكند.مي توان 3 بار اقدام به پرورش نمود.پرورش اول مربوط به ماه هاي ارديبهشت و خرداد است پرورش بهاره ناميده مي شود.پرورش دوم كه در ماه هاي تير و مرداد صورت مي گيردپرورش تابستانه و نوبت سوم كه در شهريور و مهر انجام مي شود پرورش پاييزه ناميده مي شود.
بهترين فصل براي پرورش ابريشم بهار است كه هوا مساعد بوده و برگ هاي توت هم ظريف و مغذي است در فصول تابستان و پاييز از ان جهت كه مواد سلولزي برگها بيشتر و مواد قابل هضم آنها كمتر است ، غالبا پرورش كرم ابريشم با سوء تغذيه و متعاقب آن با بروز بيماري هاي مختلف همراه مي باشد.تغييرات جدي و شرايط هوا نيز در دو دوره ي تابستان و پاييز موثر بوده و ممكن است زمينه براي فعاليت عوامل بيماريزاي كرم ابريشم فراهم نمايد.
برخي مشكلات صنعت ابريشم ايران
1- كيفيت نامطلوب محصول و پايين بودن بازدهي در اثر عوامل مختلف از جمله عدم رعايت موازين بهداشتي
2- عدم وجود ضوابط دقيق و متكي بر اصول بهداشتي مخصوص جايگاه پرورش يا تلمبار ها مانند ساير رشته هاي دامپروري در نتيجه عدم توجه كشاورزان به فضاي لازم براي هر جعبه تخم نوغان كه اين نكته مي تواند الفباي پرورش باشد.
3- عدم آشنايي كافي كشاورزان با اين رشته و نيز نا آگاهي آنها در امر كشت توت و تغذيه ي كرم
4- عدم توجه و دقت به امر تغذيه ي كرم
5- استفاده از روش ها و وسايل سنتي در خفه و خشك كردن پيله و عدم دسترسي به وسايل با كاربرد صحيح و مدرن.
6- استفاده از وسايل سنتي و تبديل پيله به ابريشم خام.
7- بالا بودن هزينه هاي پرورش.
8- پراكندگي يا نبودن مراكز مختلف سرويس دهي به ويژه در امر بهداشت.
نژاد كرم ابريشم
كرم ابريشم در دنيا به دو دسته اهلي و وحشي تقسيم مي شوند.كرم ابريشم اهلي يا كرم پيله با نام علمي (bombyx mori_l) از رده حشرات راسته ي دو بالان در خانواده ي (bombicidac) و گونه ي (bombyx mori) رده بندي شده است.
عوامل مختلفي در تعيين نژاد كرم ابريشم تاثير دارند كه مهمترين آنها عبارتند از :
1- تقسيم بندي بر حسب محل جغرافيايي
2- تقسيم بندي بر اساس تعداد خواب
3- تعيين نژاد آنها بر حسب تعداد نسل
با توجه به سابقه ي طولاني و كهن ايران در تولي ابريشم ، نژاد هاي مختلفي همچون نژاد خراساني ، هراتي ، كرمانشاهي ، سبزواري مالاوان در صنعت ابريشم ايران مشهور بوده اند.نژاد بغدادي در ايران از ساليان پيش جزء نژاد هايي كه بازده قابل توجهي دارند در نظر گرفته شده است.
در چرخه ي زندگي كرم ابريشم اهلي 4 مرحله مشخص به شرح زير وجود دارد :
1- تخم
2- كرم
3- شفيره
4- پروانه
5- دگر ديسي در اين حشره كامل بوده و تغذيه آن فقط از برگ توت مي باشد.
تخم ابريشم :
تخم كرم ابريشم بيضي شكل و اندازه ي آن در نژاد هاي مختلف متفاوت است.غشايي از جنس كيتين روي آنرا مي پوشاند كه داري منافذ تنفسي بوده ، در انتها داراي سوراخ هرمي شكل جهت ورود اسپرماتوزوئيد به نام (microphyl) مي باشد. وزن و شكل تخمها حتي در يك نژاد متشابه و يكسان نبوده و معمولا وزن آنها در اوايل تخم گذاري پروانه ها سنگين تر است و آنهايي كه در مراحل انتهايي تخم گذاري توليد مي شوند سبكتر مي باشند.منفذ ورود اسپرماتوزوئيد پس از تلقيح بسته مي شود.ولاروپس از رشد درون تخم با از بين بردن پوسته هاي اين قسمت از همان جا خارج مي شود.رنگ تخمها معمولا زرد روشن است. در زير غشاي كيايني تخم ، غشاي ديگري به نام (membrane vitollin) قرار گرفته كه اين غشا تمام مايع دروني تخم را نگه مي دارد در زير اين غشاء نيز پرده ي سروزي وجود دارد كه اين پرده عاكل تغيير رنگ در كرم مي باشد.در زير اين لايه نيز تيلوس (ناده ي مغذي براي تغذيه ي نطفه)قرار دارد كه مانند زرده ي تخم مرغ مي باشد.در مركز تخم اوول ديده مي شود كه اطراف آن را پرده ي آمينوس احاطه كرده است. معمولا پوسته تخم ها حاوي مواد چسبنده اي است كه باعث مي شود تخم ها پس از تخم گذاري توسط پروانه بر روي صفحه ي تخم گذاري تثبيت شده و از اتلاف آنها جلوگيري شود. برخي از نژاد ها مانند بغدادي ناقل اين ماده ي چسبنده بر روي سطح خارجي تخمها مي باشند.
غشاي كوريون كه پوسته ناميده مي شود ، شامل ماده اي به نام كوريونين است كه از نظر تركيبات ساختماني باكتين متفاوت بوده و حاوي مقادير زيادي گوگرد و از مي باشد.اين ماده شباهت زيادي به كراتين داشته و در حقيقت پروتئين ابريشم است منفذ اسپرماتوزوئيد يا microphyl از ميانكوريون به وسيله ي مجاري متعددي انشعاب حاصل نموده و در اطراف ميكروفيل برجستگي هايي مثل گل داوودي ايجاد ميكند.
تفريخ تخم نوغان
ايجاد شرايط لازم براي تكامل رشد جنين تخم نوغان و خروج لارو از آن تفريخ ناميده مي شود.مرحله ي نوزادي كه به اين ترتيب به وجود مي آيد به حالت مورچگي موسوم است.اين مرحله در پرورش كرم ابريشم از مراحل بسيار مهم بوده و دقت و مراقبت در اين مرحله موجب تكامل و رشد جنين تخم و كاهش مرگ و مير آن و خروج يكنواخت لارو از تخم مي گردد.اتاق تفريخ به هر وسعتي كه باشد بايد كملا پاك و ضد عفوني باشد در ضمن بايد امكان تامين شرايطي چون تاريكي ، حررت و رطوبت لازم در آن باشد و به گونه اي آرايش و مجهز گرد تا از حمله ي مورچه و آفات به آنها جلوگيري شود.
قبل از توضيح در باره ي طرز عمل تفريخ در ذيل فهرست نياز هاي يك جعبه تخم نوغان كه در امر پرورش كرم ابريشم لازم است تا بتوان محيط مناسبي براي راحت رشد كردن كرم ابريشم به وجود آورد بيان مي گردد.
وسايل و مواد مقدار
1- اتاق و بستر پرورش كرم ابريشم 16 متر مربع
2- محل نگهداري برگ 5 متر مربع
3- قفسه س نگهداري سيني پرورش 2 عدد
4- سيني پرورش (65*85) 70 عدد
5- توري تميز كردن بستر براي كرم جوان 26 عدد
6- توري تميز كردن بستر براي كرم بالغ 140 عدد
7- كاغد بستر براي كرم 13 عدد
8- كاغد پارافين براي كرم 13 عدد
9-قاب تنيدن پيله نوع كلشي با اندازه سيني پرورش (خانچه)70 عدد
10- روزنامه براي تنيدن پيله 70 عدد
11- سبد برگ كوچك 1 عدد
12- سبد بزرگ 1 عدد
13- پايه ي نگهداري سيني پرورش 1 عدد
14- حرارت و رطوبت سنج 1 عدد
15- گرم كننده (بخاري ) 1 عدد
16- جمارو و خاك جمع كن 1 عدد
17- قيچي 1 عدد
18- اره 1 عدد
19- كارد بزرگ خرد كن (ساتور) 1 عدد
20- تخته برگ خرد كن 1 عدد
21- كرك گير 1 عدد
22- پارچه ي نخي 1 عدد
23- چوب استيك
24- پر
25- سمپاشي
26- سموم ضد عفوني كننده (فرمالين - كلر - پافسول)
27- آهك
جلو گيري از بروز آفات و بيماري هاي كرم ابريشم بوسيله ي ضد عفوني كردن تمام اتاق ها و وسايل پرورش يكي ديگر از عوامل مهم پرورش كرم ابريشم جلوگيري از بروز آفات و بيماري هاي كرم ابريشم مي باشد بنابراين عوامل بيماري و آفات ممكن است در وسايل پرورش و هر جاي ديگر وجود داشته باشند دما و رطوبت مناسب رشد كرم ابريشم نيز براي رشد چنين ميكروب ها و آفات مساعد است بنابراين لازم است قبل از شروع پرورش كرم ابريشم اين حشرات و ميكروب ها را به وسيله ي ضد عفوني بطور كامل از بين برد. در اينجا بطور خلاصه نحوه ي ضد عفوني تشريح مي گردد.
ضد عفوني
همانطور كه گفته شد يكي از نكان مهم در پرورش ضد عفوني مي باشد كه بايد در هر پرورش محل پرورش و وسايل كرم ابريشم خوب ضد عفوني شود.چون آفات و بيماريها ممكن است به وسيله ي حشرات برگ توت محيط پرورش به كرم ها منتقل شود و چه بسا عوارضي كه پديد مي آيد ممكن است باعث از بين رفت تمام كرم ها در سنين مختلف شود.نكته اي كه بايد توجه داشت براي كرم هايي كه به بيماري مبتلا مي شوند علاجي وجود ندارد و فقط مسئله اي كه حائز اهميت است مرحله ي پيش گيري مي باشد بنابراين قبل از اقدام به پرورش كرم ابريشم بايد اتاقهاي پرورش و وسايل را به طور دقيق با آب شست و شو داد بعد از شست و شو بايد آنها را در افتاب خشك كرد ، خشك كردن در آفتاب خود نوعي ضد عفوني مي باشد.عمل شستن براي اين است كه كثافاتي كه روي عامل بيماري را پوشانده از بين بروند تا سم بتواند اثر كند بنابراين شستن وسايل و محل پرورش الزامي است و بدون اجراي آن عمليات سمپاشي موثر نمي باشد.لذا پس از آمادگي اتاق و وسايل براي ضد عفوني آنگاه اقدام به ضد عفوني محل مي ناميم.لازم به تذكر است كه حتما انجام عمليات ضد عفوني بايستي 10 روز قبل ز پرورش صورت گيرد تا بعد از ضد عفوني بتوان محل پرورش را عاري از بوي فرمالين نمود و براحتي در آن مشغول به كار پرورش شد.
ضد عفوني شيميايي اتاق و محل پرورش
اين عمل به دو طريق انجام ميگيرد :
1- روش ضد عفوني با مايع
2- روش ضد عفوني با گاز
روش ضد عفوني با مايع:
در اين روش محلول فرمالين 35%را به غلظت 3% - 2% به داخل سمپاش ريخته و تمام محل پرورش از جمله ديواره هاي داخلي و خارجي سقف و كف و تمام وسايل و اطراف سالن پرورش را به مقدار 3 ليتر مايع محلول 3/3 متر مربع سطح كاملا سمپاشي مي كنيم و آن وقت تمام درب هاي سالن را مسدود نموده و در حدود بيش از 15 الي 24 ساعت در حرارت بيش از 24 درجه ي سانتيگراد نگهداري مي كنيم تا سم كاملا روي ميكروب اثر نمايد پس از پايان مدت دربها را جهت تهويه باز مي نماييم تا گاز هاي توليد شده از فرمالين خارج شود.
روش ضد عفوني با گاز
در اين روش از سم نيو p.p.s و يا گاز فرمالين به شرح زير استفاده مي شود.
1- روش ضد عفوني با استفاده از سم نيو p.p.s :
اتاق يا محل پرورش را كه مي توان منافذ آنرا را محكم بست و يا اتاق و وسايل كار جنس آنها طوري باشد كه از خيس شدن محفوظ بماند و ديگر اينكه ترس ز زنگ زدگي ادوات فلز وجود نداشته باشد ، ضد عفوني از طريق دود- گاز مناسب تر است.نيو P.P.S را در يك تابه آهني گذاشته و آن را از پايين حرارت مي دهيم تا گاز متصاعد شود بايد مواظب باشيم كه اين ماده ي شيميايي آتش نگيرد در اين صورت اثر ضد عفوني كنندگي آن از بين مي رود.لازم به تذكر است اتاق را به مدت 4 تا 5 ساعت گاز متصاعد كرده و حرارت مناسب محل در اين زمان بايد 20 درجه يا بيشتر باشد.مقدار مصرف براي 100 متر مكعب فضا تقريبا 60 گرم باشد.
2- روش عمل ضد عفوني گازي با سم فرمالين :
در اين روش براي هر متر مكعب محل مورد نظر 30 سي سي مايع فرمالين را پخش كرده و حرارت محل مسدود را بيش از 20 درجه ساتي گراد به مدت 24 ساعت نگهداري مي كنند.
طرز عمل تفريخ :
طرز عمل چنين است كه ابتدا بسته هاي حاوي تخم نوغان را با احتياط باز نموده و تخم ها را بر روي جعبه هاي تفريخ پخش مي نمايند.اين جعبه ها را در ابعاد (1×24×36 )سانتي متر بوده و كف آنها را با پارچه ي نازك و سياه مي پوشانند.سطح پشتي اين پارچه ها آهار خورده و داراي سوراخي است كه براي تثبيت كاغد پارافين كه در اواخر كار لازم است مورد استفاده قرار مي گيرد.جعبه هاي تفريخ در داخل طبقات قاب تفريخ قرار مي گيرند.تفريخ به دو روش معمولي و با استفاده از تاريكي انجام مي شود :
1- تفريخ به روش معمولي :
تخم نوغان يك يا دو نسل را پس از خروج از سرد خانه به مدت 3 روز در حرارت 15 درجه ي سانتيگراد نگهداري مي كنند پس از اين مدت تا دو روز حرارت را به 18 الي 20 درجه ي سانيتگراد رسانده و مدت 4 روز ديگر تخمها را در درجه حرارت 24- 23 درجه ي سانتيگراد نگه مي دارند سپس حرارت را به 25 درجه رسانده و تا خروج لاروها از تخم اين وضعيت را حفظ مي نمايند.اگر تخم نوغان از نوعي باشد كه نياز به شوك مصنوعي داشته باشد آنها را پس از شوك دادن تا پايان خروج لارو ها از تخم مستقيما در حرارت 25- 23 درجه سانتيگراد نگهداري مي كنند.(عيب اين روش بروز ناهماهنگي در خروج لارو ها مي باشد)
2- تفريخ با استفاده از تغيير نور :
تخم نوغان يك يا دو نسله را بمدت 5 روز در حرارت 15 درجه ي سانتي گراد و نگهداري كرده سپس حرارت را تا 25 درجه ي سانتي گراد افزايش مي دهند زماني كه رشد جنين در تخم ها به مرحله رنگي شدن رسيد اتاق تفريخ را تاريك مي كنند پس از پايان مدت تاريكي كه جنين ها رشد كامل نمودند اتاق را روشن مي كنند 4 ساعت پس از روشنايي تمام لارو ها از تخم خارج مي شوند رطوبت مناسب در تمام مراحل تفريخ ثابت و معادل 80 % - 75 مي باشد
حرارتي معادل 20 درجه ي سانتي گراد پس از حرارت اوليه و در مرحله ي بعدي مورد نياز بوده و بايد بدانيم كه در مراحل پاياني ممكن است موجب تغيير نسل موثر است جز در مرحله ي تاريكي دادن اتاق تفريخ روزانه تا 16 ساعت در روشنايي كامل باشد در ضمن مي بايست با مراعات موازين بهداشتي از ورود جرم يا يا هر نوع وسيله ي مشكوك به سالن پيشگيري نمودن و لاروها را از گزند تمامي آفات موذي نظير مورچه زنبور و ... محافظت نمود.
حرارت
در هر روش از دوران تفريخ حرارت نقش مهمي روي جنين دارد .هرچه جنين جوانتر باشد در حرارت سريع تر رشد مي كنددر روش تفريخ از تخم نوغان هاي دو نسله منطقي است كه اين نوع تخم نوغان ها را تا مرحله وارونگي جنين و نزديك به زمانرنگ گيري بدن در درجه ي حرارت پايين قرار دارد.بنابر اين نگه داشتن تخم در اتاق 15 درجه سانتي گراد بعد از بيرون آوردن از سرد خانه به مدت 3 روز تقريبا اثري روي voltinism دفعات پرورش ندارد اما سرد نگه داشتن تخم در مرحله ي آخر دوران تفريخ ممكن است اثر گذارد بطوريكه مشهور شده است تفريخ از تخم در درجه حرارت زياد كيفيت پيله را بهتر مي كند.وانگهي بسياري از انواع جديد كرم ابريشم به خوبي با درجه ي حرارت سازگاري پيدا مي كنند بنابراين بعضي ها در نيمه ي دوم تفريخ از تخم دما را به 26 درجه رسانده تا از تغيير جلوگيري كنند.
رطوبت
رطوبت مناسب ضمن تفريخ 85- 75 درصد يا همين حدود است در رطوبت بيشتر ممكن است باعث توليد قارچ و از آن گذشته تضعيف لارو شود.برعكس در رطوبت پايين يعني 50 درصد و كمتر بعد از مرحله ي رنگ گيري بدن تخم هاي مرده ي زيادي به دست آيد و قابليت خروج نوزاد كرم ابريشم را از تخم كاهش دهد.بنابراين توصيه مي شود كه در مرحله ي خارج شدن كرم ابريشم از تخم رطوبت 80% و يا بيشتر باشد.
نور
نور طي مدت تفريخ نه تنها در زمان خارج شدن كرم ازتخم تاثير چشمگيري دارد.بلكه در كيفيت كرم و پيله نيز تاثير دارد.بنايراين لازم ست كه در دوران تفريخ تا مرحله ي رشد جنين در حالت رنگ گيري هر روز بيش از 16 ساعت اتاق را روشن نگه داشت.
نكته ي ديگر كه در دوران تفريخ ممكن است به آن بر بخوريم اين است كه بعد از مدتي در تفريخ بايست به دلايلي تاريخ شروع پرورش را به تاخير بياندازيم.در اين صورت اگر جنين تخم هنوز جوان باشد مي توان آنها را به مدت 10 تا 15 روز در دماي 5 درجه ي سانتي گراد در سرد خانه نگه داشت.اگر پيشرفت جنين تخمها از اين مرحله زيادتر باشد مي توان عمل تفريخ را همانطور كه هست ادامه داد تا كرم ها كاملا به مرحله ي رنگ گيري بدن برسند سپس بهتر است آنها را يك هفته در حرارت 5 درجه ي سانتي گراد قرار دهيم اين خطر وجود دارد كه سرما در مرحله رنگ گيري بر تخم ها تفريخ شده از بين بروند مدت نگه داشتن تخم هاي دو نسله تا آنجا كه ممكن است بايد كوتاه باشد.
ميزان رطوبت طي مدت نگهداري در سرد خانه بايد 75 تا 80 درصد باشد و اگر در اين حالت هم موفق تشديم مي توان بعد از تفريخ كه تخم ها تازه از تخم در آمده اند.آنها را در دماي 5- 7 درجه ي سانتي گراد به مدت سه روز نگه داشت.در اين مورد بايد در نظر گرفت كرم ها در مقابل سرما خسته شده و ناتوان مي گردند.لذا در اين حالت خشكي باعث مي شود كه كرم ها زود تر خسته شوند.بنابر اين رطوبت بايد 80 درصد يا بيشتر باشد.
نگهداري تخمهايي كه در مرحله رنگ گيري قرار گرفته اند در سرد خانه ضرر كمتري دارد تا در حال تفريخ شده به هر حال در هر دو صورت موقعي كه مدتي تخمها در سرد خانه نگهداري مي شود بايد به خصوص در دوران كرم جوان مواظبت كرد و در ضمن در روز هاي اول و دوم پس از شروع پرورش بايد به كرم حتما برگ هاي نازك و مناسب داد.
لارو
لارو كرم ابريشم از 3 بخش سر سينه و شكم تشكيل يافته است .
در ساير انواع پروانه ها به اين موجود كرمي شكل كه از تفريخ تخم حاصل مي شود caterpillar مي گويند . اين موجود پس از رشد در درون تخم از همان منفذ ميكرو فيل خارج مي شود . اندازه ي كرم معمولا mm 3 بوده و داراي 3 قسمت متمايز سر سينه و شكم است
1- سر
سر از پوشش كيتني پوشيده شده و داراي شاخك ها اندام هاي دهاني و چشم ها مي باشد در دو سوي دهان قرار داشته و هر كدام داراي 3 مفصل بوده و از اعضاي حسي كرم ابريشم مي باشند دهان از نوع ساينده بوده و داراي لب بالا آرواره هاي بالا و لب پايين مي باشد
آرواره هاي بالا برگ هاي توت را با دانه هاي اره اي خود له مي كنند آرواره هاي پايين با پالپ هاي حسي ....... حس چشايي مي باشند لب پاييني بين دو آرواره پايين قرار داشته و در بالا به يك جفت پالپ لبي كه اندام تنيدن نخ ابريشم در بين آنها قرار دارد منتهي مي شود . در نتيجه وظيفه ي دهان نرم كردن غذا و تنيدن ابريشم است در قسمت فوقاني سر 6 عدد چشم ساده قرار دارد و در نزديكي آنها پايه شاخك ها ديده مي شود
2- سينه
سينه از 3 بند تشكيل يافته و هر بند شامل يك جفت پا مي باشد هر يك از پا هاي سينه اي داراي 3 مفصل مي باشند
3- شكم
شكم كرم ابريشم در مرحله بلوغ داراي 9 حلقه است و در دوران پيش از بلوغ 11 حلقه است كه در آخر اين دوره از رشد كرم 3 حلقه انتهايي به هم پيوسته و تشكيل يك بند يا حلقه را مي دهند حلقه هاي 3 ،4 ،5 ، 6 و همچنين حاقه آخر يا حاقه ي 9 داراي ضمايمي بنام پاهاي كاذب بوده كه در حقيقت در حكم پاهاي شكمي كرم هستند بزرگترين آنها پاهاي آخرين بند شكمي مي باشد كه به نام پاهاي دمي معروف است.
مراحل رشد
پس از ورود اسپرم از ميكروفيل به داخل تخم هسته ي ثانويه اي به نام pronnucleusmal تشكيل مي شود تخم پس از خروج از پروانه شروع به تشكيل بلاستودرم مي نمايد . بلاستودرم به تدريج دراز پهن شده نوار مولده اي بنام 3andelette germinative در نقطه ي مقابل منفذ خروجي ميكرو پيل تشكيل مي دهد.اين رويان خميده به تدريج دراز شده ، يكي از دو قسمت اندام كرم بيشتر رشد نموده و سر را تشكيل مي دهد.اين نوار مولده يا رويان تا آخر زمستان به همين صورت و پس از طي زمستان در اوايل بهار كه گرم تر مي شود در (12- 10 درجه) شروع به رشد مي نمايد.قسمت داخلي اين نوار پشت كرم را ساخته و بخش خارجي آن سطح شمكي را به وجود مي آورد.سطح پشتي با وتيلوس تماس داشته با حفره قسمت مياني نوار مربوطه و معده يا روده ي مياني را مي سازد روده ي قداخمي و خلفي بعدا به همين ترتيب از تشكيل 2 حفره ي ديگر به وجود مي آيند.با افزايش درجه حرارت (تا 23 درجه)به ترتيب شاخكها آرواره هاي بالا ، فكها ، پاهاي سينه اي دهان و منافذ تنفسي ظاهر مي شوند.
در روز دوازدهم تفريخ چهار قطعه اول نوار مخطط يكي شده و سر را تشكيل مي دهند در اين موقع زرده يا وتيلين جذب شده ناف بسته مي شود و جنين از راه دهان بقيه ي وتيلين را مصرف مي كند.پس از آن غدد بزاقي و غدد ابريشمي تشكيل و بدن به تدريج تاژك دار مي شود. در روز هجدهم بدن كامل شده ، غشاي پوششي را خورده و از منفذ ميكروفيل با حمله به غشاي كيتيني از تخم خارج مي شود.مرحله خروج لارو از تخم را اولين مرحله زندگي كرم ابريشم مي گويند.
اندام ها ي دروني كرم ابريشم
اندام ها يا اعضاي اصلي بدن كرم ابريشم عبارتند از : اندامهاي گوارشي – اندام هاي تنفسي – دستگاه گردش – خون – اندام هاي حسي – اعضاي توليد مثل- اعضاي دفع و بالاخره اندام هاي توليد ابريشم (غده هاي ابريشم) در ايتجا لازم است كه مختصري در رابطه با اندام هاي توليد ابريشم بدانيم.
غده هاي ابريشمي
در داخل دهان و در زير و اطراف معده يك غده ي بزرگ مار پيچي شكل قرار دارد كه در قسمت پايين لب زيري قرار دارد كه در قسمت پايين لب زيرين به يكديگر متصل مي گردند هر يك از اين غده ها از 3 قسمت تشكيل يافته.قسمت اول لوله اي است طويل به قطر يك ميلي ليتر كه عمل ترشح ابريشم را انجام مي دهد.قسمت دوم كه طول آن 9- 8 ميلي متر و قطر آن 3 ميلي متر مي باشد.عهده دار ترشح ماده اي به نام باكرس است كه موجب رنگ طبيعي يافتن پيله مي شود.قسمت سوم 4-3 سانتي متر طول و3/0 ميلي متر قطر دارد كه در آن تار ابريشم وضعيت طبيعي و قطعي خود را پيدا مي كند.تار ابريشم با ماده ي چسبناكي احاطه مي شودكه اين ماده توسط قسمتي به نام فيليس كه در نقطه ي تلاقي دو غده در دهان وجود دارد ترشح مي شود.بدين ترتيب ابريشم در داخل غلاف چسبنده اي قرار مي گيرد.
پس از تولد كرم غده هاي ابريشم شروع به فعاليت كرده و براي چسباندن خود به اشياي مجاور در تمام دوران زندگي تار ابريشم توليد مي نمايند.حداكثر ميزان ابريشم هنگام بستن پيله توليد مي شود.غدد مواد ابريشم در كرم بالغ به قدري رشد مي كنند كه معادل 40 % وزن كرم را شامل مي شوند.
تغذيه- پوست اندازي- خواب
بخش اعظم و در عين حال پيچيده ترين دوران زندگي كرم ابريشم دوران لاروي مي باشد در اين مدت اعمال تغذيه ، پوست اندازي و خواب (كه در عين اهميت همه جانبه ، از شگفتي ها ي آفرينش نيز به حساب مي آيد) صورت مي گيرد.
كرم ابريشم برگ هاي توت را با آرواره هاي بالايي خرد مي كند.برگ ها در اولين قسمت روده كرم يعني پيش روده به بزاق آغشته شده و به روده ي مياني كرم كه مسئوليت ترشح مواد هضم كننده و جذب مواد را به عهده دارد وارد مي شود.پس مانده ي برگ توت در روده خلفي آب را از دست داده و به اشكال منظم و فشرده شش ضلعي به صورت مدفوع از بدن كرم خارج مي شود.با توجه به سن ، نژاد و درجه ي حرارت محيط ، شروع تغذيه ي كرم ابريشم پس از تفريخ تخم يا پس از تعويض پوست متفاوت است معمولا لارو هاي تازه تفريخ شده ، پس از 40 دقيقه شروع به تغذيه مي نمايند.لارو هاي سن دوم 99 دقيقه پس از خاتمه پوست اندازي و به همين ترتيب در سن پنجم 167 دقيقه پس از پوست اندازي تغذيه را شروع مي كنند.
لارو هاي سن اول از سطح برگ ها تغديه نموده ، در حاليكه در سنين بالاتر از كناره ي برگ ها استفاده مي نمايند.فاصله زماني تغذيه تا دفع مواد زايد در سنين مختلف متفاوت است ، در سن اول حدود 40 دقيقه و در سن اول حدود 40 دقيقه و در سن دوم 2-3 ساعت مي باشد. ميزان برگ لازم براي هر هزار لارودر تمام دوران لاروي تقريبا 34 كيلوگرم است.كرم ها در تمام اين مدت تقريبا 21 كيلوگرم آن را بلع مي نمايد . به طور متوسط كرم ها در دوران زندگي خود 60% از برگ هاي آن را مورد استفاده قرار مي دهند. بر خلاف ساير موجودات زنده كه مدفوع و ادرارشان بصورت جداگانه دفع مي شود ، چون در كرم ادرار در داخل روده تخليه مي شود ، اندازه گيري قابليت هضم مواد در كرم ابريشم با اشكال مواجه مي شود . اصولا توانايي هضم مواد غذايي توسط اين حشره در مقياس با ساير حشرات بسيار كمتر است.
بزاق كرم حاوي آميلاز بوده و ترشحات بعدي مايع غليظي است كه به دليل وجود ميكروارگانيسم تيره به نظر مي رسد ترشحات معده با ph حدود 3/10 – 2/9 در اثر تركيب املاح سديم و تپاسيم كه از تر كيبات خون گرفته مي شوند به شدت قليايي مي باشد . بالا بودن خاصيت قليايي اين مايع موجب از بين رفتن ميكروب هاي عامل بيماري در بدن كرم هاي سالم مي شود به همين دليل محتويات معده و روده كرم ها ي بيمار داراي ph پايين تري مي باشد . آب گلوكز و نمك هاي محلول در برگ توت مستقيما به وسيله ي ديوار روده ي مياني جذب مي شوند اما پروتئين و ساير مولكول هاي بزرگ ابتدا به مواد ساده تر تبديل شده و سپس جذب مي شوند ، معمولا پروتئين و پپتين و اسيد آمينه هاي ديگر تبديل مي شود تا در بدن كرم به صورت قابل جذب در آيد . اين تجزيه توسط آنزيمي شبيه تريسپين انجام مي پذيرد چربي ها نبز با آنزيم ليپاز به اسيد هاي چرب و گليسرين تبديل ودر روده ي مياني جذب مي شوند.
از آنجا كه چربي برگ توت بسيار كم است چربي قسمت هاي مهم بدن از كربوهيدرات ها ساخته مي شود.پروتئين هاي برگ توت نيز توسط آنزيم هابه اسيد آمينه و پپتين تجزيه و دردوره ي مياني جذب و سپس منتشر شده ، پروتئين حيواني را به وجود مي آورند . ميزان ماده ي خشك هضم شده براي ساختن 100 گرم از بدن اين لارو در سنين 1 تا 4 حدود 21 گرم و در بين 5 حدود 41 گرم مي باشد . در حرارت هاي بالاتر ميزان تغذيه افزايش پيدا مي كند كه از نظر توليد ابريشم مناسب نمي باشد ( بدون توجه به كيفيت و كميت ) افزايش حرارت فقط مي تواند دوران لارو ي را كوتاه كند .
رشد – شروع پوست اندازي - خواب
تخم ها از حصول شرايط مساعد و تكميل سير تكامل جنين تفريخ شده و لارو ها از تخم خارج مي شوند اين وضعيت به نام حالت مورچگي موسوم مي باشد . در اين حالت بدن لارو از مو هاي ريز سياه پوشيده شده است ولي پس از يك تا دو روز تمام اين مو ها ميريزند. پس از مدتي لارو شروع به تغذيه مي نمايد مي توان گفت در اين مرحله تنها عمل لارو ها تغذيه است و به همين به سرعت رشد مي كنند پوست كرم ابريشم در اين مرحله قادر به رشد نيست و كرم ابريشم در دوران لاروي4 پوست اندازي دارد فواصل بين دو پوست اندازي يا تعويض جلد را خواب يا سن لاروي مي گويند. مدت هر يك از خواب هاي لاروي در سنين مختلف متفاوت بوده و از 18 تا 36 ساعت متغير مي باشد. لارو ها طي هر دوره از سنين خود به تغذيه از برگ توت پرداخته و از نظر وزن ، جثه و حجم افزايش پيدا ميكنند.سپس با رسيدن به حد اكثر رشد به خواب رفته تا تعويض پوست مي نمايند. ول هر يك از سنين لاروي متفاوت است ، معمولا :
سن اول بين 3 تا 4 روز ، سن دوم بين 2 تا 3 روز ، سن سوم بين 3 تا 4 روز ، سن چهارم بين 5 تا 7 روز ، سن پنجم بين 8 تا 10 روز و مرحله ي تنيدن پيله 3 تا 4 روز به طول مي انجامد. به لاروهاي سن اول تا سوم كه مجموعا 10 تا 12 روز عمر دارند كرم جوان گفته مي شود و سنين چهار و پنجم را كرم بالغ مي نامند.در سنين جواني مقدار مصرف برگ توت كم بوده در سن بلوغ به حداكثر خود مي رسند. درجه حرارت مناسب براي لارو ها ي جوان 27- 29 درجه ي سانتيگراد و رطوبت مطلوب براي آنها بين 85 تا 90 درصد است.حرارت مورد نياز براي لارو هاي بالغ 25- 23 درجه و رطوبت لازم 70 تا 80 درصد مي باشد. مدت لاروي تا زمان تبديل شدن آن به شفيره در نژادهاي مختلف متفاوت و بين 25- 30 مي باشد.كرم ابريشم در طي مرحله ي لاروي خود چهار مرتبه پوست اندازي مي كند.در طول پوست اندازي كرم بيش از 24 ساعت بدون خوراك مي ماند كه در اصطلاح به آن خواب يا پوست ريزي يا سن لاروي اطلاق مي شود.مكانيسم پوست اندازي ، ترشحات هورموني است كه به وسيله ي غدد پيش سينه اي انجام مي گيرد . ترشحات اين غده به وسيله ي ترشحات مخصوصي كه از مغز منشاء مي گيرد فعال مي شود.
اين پديده مخصوص مرحله لاروي بوده و بستگي كامل به رشد دستگاه تناسلي دارد . در ابتداي امر ترشحات هورموني در زير پوست پخش شده و شروع به حركت مي كند.در اين موقع حركت كرم باعث مي شود پوست قديمي بيافتد.پوست جديد براي تن كرم مقداري گشاد و چروك خورده است اما در اثر تغذيه ي زياد حالت صاف و محكم به خودمي گيرد.در مجاورت هوا به تدريج سخت تر و تيره تر مي شود.قبل از شروع مرحله ي پوست اندازي ، لارو تغذيه ي خود را متوقف كرده و در محل خود ثابت باقي مي ماند.به تدريج آثار تغيير پوست ظاهر مي گردد.
براي مدتي به همين ترتيب بي حركت مانده و سر را بالا نگه مي دارد سپس در قسمت پشت سر و سينه در پوست قديم شكافي ايجاد شده لارو از همين محل پوست خود را خارج مي كند.فاصله بين توقف تغذيه و پوست اندازي را دوره ي خواب كرم ابريشم مي نامند. به طور خلاصه خواب در كرم ابريشم عبارتست از يك نوع استحاله و دگر ديسي كه طي آن كرم از اشتها افتاده روي برگ يا شاخه بدون حركت سر خود را به طرف بالا نگه مي دارد (و البته گاهي اوقات ممكن است داراي حركات بسيار خفيف باشد) مدت خواب در بيشتر موارد 24 ساعت و گاهي اوقات تا 36 ساعت هم طول مي كشد. كرم ابريشم داراي 4 خواب بوده و فاصله ميان هر دو خواب را سن كرم مي گويند.
كرم ابريشم از زمان تفريخ تا مرحله ي تنيدن پيله 5 سن دارد.طول مدت زندگي كرم ها بستگي به نژاد آنها دارد.در كرم هاي پلي هيبريد اين مدت 32 تا 38 روز است.
در نژاد بغدادي اين مدت 32 تا 38 روز و به شرح زير است:
سن اول از زمان تفريخ تا 5- 6 روز بعد از آن خواب اول
سن دوم از خواب اول تا 4- 5 روز بعد از آن خواب دوم
سن سوم از خواب دوم تا 6- 7 روز بعد از آن خواب سوم
سن چهارم از خواب سوم تا 7- 8 روز بعد از آن خواب چهارم
سن پنجم از خواب چهارم تا 8 تا 10 روز بعد از آن تنيدن پيله
سن پنجم طولاني ترين سن كرم ابريشم است.در اين دوره كرم چهار برابر بيشتر از سنين ديگر غذا مي خورد و وزن آن 8000 تا 10000 برابر دوران مورچگي است.غده ي ابريشم نيز در اين سنين رشد زيادي كرده و 25% وزن بدن كرم را تشكيل مي دهد و چنانچه در اين سنين (پنجم) تغذيه ناكافي ، فضا كم و هوا نا مناسب باشد محصول ابريشم كاهش مي يابد. كرم ها در جريان شديد هوا قرار مي گيرند و نور مستقيم آفتاب نبايد بر روي كرمها بتابد.در هواي سرد بايستي پنجره هاي محل پرورش كرم بسته شود.با اين حال گرماي زياد موجب توليد پيله هاي ريز شده بعلاوه شرايط مستعدي براي بيمار شدن كرم ها فراهم مي شود.
از آنجا كه كرم ابريشم طي هزاران سال توسط انسان اهلي شده و تحت مراقبت انسان پرورش يافته است لذا عملا توانايي ذاتي خود را جهت سازگاري با محيط از دست داده و حتي نمي تواند به برگ يا شاخه ي درخت اين طرف و آن طرف برود.بر خلاف ساير حشرات كه در تلاش پيدا كردن خوراك به اين سو و آن سو مي روند اگر به كرم ابريشم غذا ندهند از گرسنگي خواهد مرد چون كرم ابريشم جز برگ توت چيزي نمي خورد و داراي قوه ي بويايي ضخيمي است بايستي برگ توت را در دسترس او قرار دارد. پس از اين مرحله كرم ابريشم سرخود را به صورت دوراني (8 لاتين)حركت داده و با بيرون فرستادن ابريشم به دور خود پيله مي تند.
ابريشم
از آنجا که در صنعت نساجي ،رنگرزي ابريشم همواره سختر و مشکلتر بوده و بعد از گرفتن سيليسين ،به رنگ کردن بخش فيبروژن آن ميپردازند و فيبروژن چون رفتارهاي متفاوت آنيوني وکاتيوني وننيونيخنثي هر سه را با هم داراست و بدلايل عديده ديگري که اهل فن همگي ميدانند ،قابليت رنگ پذيري کمي دارد ،صادق بيچاره بيشترو بيشتر مجذوب رنگ کردن ابريشم شد و از روشهاي رنگرزي طبيعي مناطق مختلف دنيا از سواحل نيل در مصر تا چند شهر در چين و مراکز نساجي اوزاکا وکيوتوي ژاپن و ساير جاهاي دنيا جويا و تکنيک رنگرزي آنها را مورد برسي قرار داده و به اين نتيجه رسيد که با وجود شفافيت و ساير محاسن رنگرزي گياهي و طبيعي ، جوابگوي همه انتظاراتش از جمله مقاومت در برابر تمام شوينده ها و نور آفتاب وشستشو با آب جوش وغيره نيست. لذا علي رغم تصور همه در مطلوب بودن رنگرزي بروش گياهي ورنگرزي خمي واستفاده از عوامل طبيعي ،به روشهاي علمي و شيميائي روي آورد و تحقيقات شرکتهاي مشهوري از جمله کارخانه سيباي آلمان تا پبه اوي فرانسه و يا نيشيجين وتي جين و يا سوميتومو کاگاکوي ژاپن را مورد برسي تئوري وعملي قرار داد تا آنجائي که در يک کار گروهي وتحقيقاتي با آنها شرکت جست و باز سرتان را درد نياورم،بعد ازحدود25 سال ،به 2 روش براي رنگرزي ابريشم رسيد.
رنگرزي ابريشم ، بصورتي که اگر ابريشم رنگ شده در آبجوش و به هر مدت و يا در کليه محلولهاي شوينده کاتيوني يا آنيوني با هر غلظتي شسته شود ، تغيير رنگ ايجاد نشود وبهيچوجه رنگ ندهد و با افزودنيهاي مجاز ،اثر اشعه ماورابنفش خورشيد را تا مقدار زيادي خنثي کرده تا منسوجاتي که از اين طريق رنگرزي ميشوند براحتي دچار آفتاب پريدگي نشوند . در اين روش ميتوان ابريشم را به تمام رنگهاي شاد و پر رنگ پر رنگ يا رنگهاي روشن رنگ کرد وتنوع رنگ امکان رنگ کردن به رنگهاي طبيعي را هم فراهم ميکند .اما اين رنگرزي در مقابل اثرات رنگبرهاي قوي ومشتقات گوگرد دار از جمله هيدرو سولفيد ومواد قليائي ضعيف است که بايد خاطر نشان کرد اين مواد شيميائي عملآ با منسوجات و در زندگي روز مره ما استفاده نمي شوند وچون همه الياف ،از نخ وپشم وابريشم با اينجور مواد در منافات هستند ،قبل از اينکه رنگ تغيير کند، خود الياف از بين ميروند .
ابريشم و خواص آن
چون ابريشم نيز در توليد خامه هاي قالي نقش عمده دارد لذا توجه به رنگرزي ان نيز خالي از اهميت نيست و يك رنگرز استاد كار بايد با شيوه هاي رنگرزي آن نيز آشنا باشد لذا از اين نظر در اينجا سعي شده كه به اين مطلب نيز توجه شود و كم و بيش روش هاي كار مورد بررسي قرار گيرد.بيشتر ابريشم مصرفي در قالي بافي از گيلان و بقيه از مازنداران –خراسان – كاشان – قم و يزد تامين مي شود به نظر كارشناسان ابريشم ايراني داراي پف بيشتري بوده و مناسب تر براي قالي بافي است ابريشم ايران معمولا در قالي بافي مصرف مي شود و هم اكنون طرح هاي براي استفاده از آن در پارچه بافي در دست بررسي است .ابريشم يك ليف يكسره است كه قابليت تهيه نخ را دارد اين ليف از منجمد شدن ماده غليظي كه از غده هاي بخصوصي در دهان كرم ابريشم ترشح مي شود توليد مي گردد در واقع كرم ابريشم آفت درخت توت است و مركز عمده توليد آن كشور چين بوده است فصل فعاليت و پرورش كرم هم زمان با رشد و پرورش درخت توت مي باشد در پيله سازي هر كرم غلافي بيضي شكل به دور خود خواهد تنيد اين غلاف از طريق ترشح ماده غليظي از دو غده بزرگ كه توسط دو لوله مويي كه به سر كرم متصل مي گردد تشكيل مي شود الياف ساخته شده شامل دو رشته بسيار نازك پروتيئني به نام فيبروئين (Fibroin) است كه با ماده پروتئيني ديگري به نام سريسين ( Sericin) بهم چسبيده و روكش شده است دو غده ترشح كننده مواد پروتئيني از ابتدا در بدن كرم وجود داشته و همراه با رشد آن بزرگ خواهند شد تا آنكه حدود نيمي از وزن كرم را در بر مي گيرند
باز كردن پيله ( ابريشم كشي )
براي باز كردن پيله و آزاد كردن رشته ابريشم كه در اصطلاح به ابريشم كشي معروف است ابتدا آنها را در آب گرم قرار مي دهند تا چسب پيله ها نرم شوند در اين حالت سر پيله آزاد مي شود سر چند پيله آزاد شده را به كمك برسش دستي يا چنگك يا ماشين گرفته و از داخل راهنمايي رد كرده و روي چرخ دواري قرار مي دهند كه در نتيجه چرخيدن آن ابريشم باز شده و به صورت كلاف در مي آيد اين رشته پس از سرد شدن سخت شده و به نام ابريشم خام معروف است
كلاف ها را بر حسب اندازه- رنگ ، طول و مقدار تقسيم بندي مي كنند و سپس جهت نرم شدن و سهولت عمليات بعدي در آب گرم و صابون و يا روغن خيس مي كنند و آنگاه به روش مكانيكي خشك كرده و براي تبديل به بوبين روي چرخ هاي كلاف بازكني قرار مي دهند و به اين ترتيب نخ به صورت يك لا يا چند لا با تاب هاي مورد نظر تهيه مي شود كه پس از بازرسي نهايي جهت مصرف به كارگاههاي مربوطه و يا بازار فروش حمل مي گردد .
ساختمان شيميايي
فيبروئين از دو رشته بسيار نازك يا ( Brin) تشكيل شده كه توسط سريسين ( غلافي سخت ) در برگرفته شده است هر دو ماده فيبروئين و سريسين از جنس پروتئين هستند سرسيين ، پروتيئن غير قابل حل بوده كه هنگام هيدروليز توليد a آمينو آسيد مي كند سريسين داراي دو نوع پروتئين است (A, B) كه A از حلاليت بيشتر برخوردار بوده حالت پلاستيكي دارد در صورتي كه B بسيار سخت و استخواني است از نظر كميت ابريشم حاوي 15 تا 25 درصد سريسين است سريسين باعث سختي و عدم لطافت ابريشم خام مي گردد ساير تركيبات ابريشم خام به طور متوسط عبارت اند از 67-5/62 درصد فيبروئين 11-10 درصد آب و بقيه به صورت املاح بنابراين ماده اصلي ابريشم فيبروئين است كه از تعداد 16a آمينو اسيد تشكيل شده است ( در مقايسه با پشم كه از 20 و يا باستناد بعضي صنايع 25 اسيد آمينه تشكيل شده است ) نسبت اسيدهاي آمينه در فيبروئين بصورت زير است:
گليسين 38درصد
آلانين 22 درصد
سرين 15 درصد
تيروسين 9درصد
ساير اسيدهاي آمينه 16 درصد
مقايسه پليمر ابريشم با پشم
پليمر ابريشم از فيبروئين تشكيل شده كه به صورت خطي است و اختلافات آن با پليمر پشم به صورت زير است
1- ابريشم از 16 اسيد آمينه مختلف در حالي كه پشم از 20 اسيد آمينه تشكيل شده است از اين 16 اسيد آمينه ( گليسين – آلانين و سرين ) حدود 40 درصد تركيب ابريشم را تشكيل مي دهند
2- در ابريشم اسيد آمينه سولفوردار وجود ندارد بنابراين در آن پيوندهاي گوگردي موجود نيست
3- شكل فضايي پليمر ابريشم به صورت است طول پليمر حدود 40nm ( نانومتر ) است كه مقدار جزيي از پليمر پشم بلند تر است و ضخامت آن حدود 0/9nm است
ممكن است فرض كرد ابريشم داراي همان تركيب پشم است با اين تفاوت كه باندهاي گوگردي در اينجا وجود ندارد
استقامت
ابريشم يك فيلامنت محكم است اين استقامت به دليل ساختمان خطي و شكل فضاي و بلوري بودن سيستم پليمري است اين خواص سبب مي شود كه تعداد زيادي پيوندهاي هيدروژني بين زنجير ها تشكيل شود در حالت خيسي ابريشم استقامت خود را از دست مي دهد چرا كه پيوندهاي هيدروژني به ميزان زيادي هيدروليز مي شوند و پليمر را ضعيف مي سازند
ويژگي الاستيك – پلاستيك
چون اين الياف به ميزان زيادي بلوري هستند بنابراين امكان حركت پليمر ها روي يكديگر به نسبت حالت بي شكلي كمتر مي شود و در نتيجه اين الياف بيشتر پلاستيك هستند تا الاستيك. اگر اين الياف تحت كشش زياد قرار بگيرند به دليل آنكه داراي شكل فضاي هستند روي يكديگر حركت مي كنند و تعداد زيادي از پيوندهاي هيدروژني پاره مي شود و پس از برداشت كشش الياف به طول اوليه خود برنمي گردند بلكه در حالت جديد باقي مي مانند و اين دگرگوني سبب مي شود كه كالاهاي ابريشمي يا پاره شده و يا چين و چروك گردند
هم چنين به دليل بلوري بودن اين الياف شق و از طرف ديگر زير دستي نرم و صاف دارند
ويژگي هاي آبدوستي و آبگريزي
به دليل سيستم پليمري بلوري آب در اين الياف كمتر از پشم نفوذ مي كند و در نتيجه اين الياف كمتر آب دوست هستند ولي قابليت آبگريزي آنها تقريبا مشابه پشم است
اثر حرارت
حرارت بر ابريشم اثر تخريبي دارد اگر ابريشم در مجاورت دماي 140 درجه سانتي گراد براي مدت كوتاهي قرار بگيرد تاثير آن زياد عمده نيست ولي اگر زمان كمي طولاني شود رنگ ابريشم تغيير كرده و استقامت آن كم مي شود دليل آن از بين رفتن ازت به صورت آمونياك است
اگر ابريشم مدتي طولاني در معرض نور خورشيد قرار گيرد استقامت آن كم مي شود و اين تاثير در برابر يون هاي آهن و مس شديدتر است اسيدهاي معدني به خصوص اسيد كلريدريك در برابر نور اين اثر را زياد تر مي كند
اثر اسيدها
ابريشم در اسيدهاي سرد و غليظ معدني زودتر از پشم حل مي شود و اين موضوع بر خلاف پشم به دليل عدم وجود پيوند هاي كووالانسي بين زنجير هاي پليمر است هرگاه حتي مقدار كمي اسيد معدني در ابريشم باقي بماند و خشك گردد سبب پارگي الياف در آن محل ، و به تدريج پودر شدن آن مي شود اسيدهاي رقيق جوشان به تدريج اثر تخريبي روي ابريشم دارند بنابراين در هنگام رنگرزي بايد از اسيدهاي آلي ضعيف مانند اسيد استيك استفاده كرد اسيد نيتريك حتي در حالت رقيق سبب زرد شدن ابريشم مي گردد
هر گاه ابريشم با اسيدهاي آلي رقيق مثل اسيد استيك و يا اسيد تار تاريك عمل شده و سپس خشك گردد زير دستي به نام Scroop ( چق- چق) در آن ايجاد مي شود
اثر قليائيها
محلول هاي قليلايي سبب مي شوند كه الياف ابريشم متورم گردند و اين به دليل جدايي نسبي پليمرهاي ابريشم در محيط هاي قليايي است پيوندهاي نمكي و پيوندهاي هيدروژني و نيروهاي واندروالس سبب اتصال سيستم پليمري ابريشم به يكديگر مي شوند و بنابراين تمام اين پيوندها توسط قليائيها هيدروليز شده و سبب انحلال فيلامنت ابريشم در محلول قليايي مي شوند اگر ابريشم به مدت طولاني با مواد قليايي عمل شود پيوند پپتيدي نيز هيدروليز شده و سبب از بين رفتن پليمر مي شود بنابراين دليل زرد و يا كدر شدن ابريشم در شستشو تغيير حالت و يا تخريب پليمرهاي سطحي و در نتيجه انعكاس نور تابيده بر سطح آنها در جهت زردي و يا كدري است
اثر نمكها
محلول غليظ بعضي از نمكها از جمله كلرور روي ابريشم را حل مي كند ولي عده زيادي از املاح مانند كلرور سديم در حالت محلول تاثيري روي الياف ندارند و اما در حلت خشك و انبار كردن به مدت طولاني سبب پوسيدگي الياف مي گردند موارد زيادي پيش آمده كه ابريشم انبار شده به اين دليل خسارات جديدي ديده است
اثر مواد اكسيد كننده :
تاثير مواد اكسيد كننده بر ابريشم تا حدودي نا مشخص است و در اين زمينه تحقيقات زيادي انجام شده است اين مواد بر گروههاي آمين و زنجيرهاي پپتيدي موثر است آب اكسيژنه توسط ابريشم جذب شده و تشكيل كمپلكس مي دهد اسيد پر استيك باعث شكسته شدن سريعتر پيوندهاي پپتيدي شده و منجر به توليد تعداد زيادي گروههاي اسيدي مي گردد
رنگ ابريشم در اثر مواد اكسيد كننده زرد صورتي و يا قهوه اي مي شود كلر – يد و برم باعث اكسيد شدن و تجزيه فيبروئين مي گردد به طور كلي مي توان تاثير مواد اكسيد كننده روي ابريشم را مشابه پشم دانست
اثر رطوبت
رطوبت بر استقامت ابريشم تاثير منفي دارد و اگر مدتي ابريشم به حالت خيس انبار شود از استقامت آن كم مي گردد ولي به طور كلي نظر به آنكه حالت آرايش يافتگي ابريشم نسبت به پشم بيشتر است لذا جذب رطوبت آن كمتر است
اثر قارچ ها و باكتري ها
ابريشم در حالت مرطوب و زمان طولاني توسط موجودات ذره بيني و قارچ ها صدمه مي بيند در برابر بيد از پشم مقاومتر است ولي نسبت به نوعي حشره نقره اي رنگ مشابه بيد قالي به آساني صدمه مي بيند
اثر نور خورشيد و جو
نور مستقيم در رنگ و استقامت ابريشم تاثير منفي دارد نور حتي اگر غير مستقيم باشد در طول زمان اثر نامناسبي روي ابريشم مي گذارد استقامت ابريشم در برابر عوامل جوي به طور كلي به دليل عدم وجود پيوند هاي كووالانسي از پشم كمتر است و تاثيرات وارده به ميزان زيادي مشابه پشم است
تهيه نخ ابريشمي از ابريشم خام
هنگامي كه ابريشم خام را زير ميكروسكوپ بررسي مي بينيم كه از دو رشته چسبيده به هم تشكيل شده است و سريسين ( صمغ) به صورت لايه سخت غلافي شكل الياف را دربرگرفته است كه پس از صمغ گيري اين رشته ها از يكديگر جدا شده و تشكيل الياف ابريشم را مي دهند و در نتيجه كسر وزني حدود 30 درصد ايجاد مي شود به اين رشته ابريشم پخته در برابر ابريشم خام كه صمغ گيري نشده است گفته مي شود عمل صمغ گيري را در اصطلاح قلياب كشي مي گويند كه در يك محيط قليايي طي شرايط خاص انجام مي شود
طول قابل استفاده فيلامنت ابريشم بين 2000-1000 فوت است و طول هاي كوتاه آن به نام ضايعات ابريشم و يا ( Spun Silk) مصرف مي شود انواع مختلفي از نخ ابريشم در صنعت مصرف مي شوند كه نوع آنها و ميزان تاب لازم بستگي به نوع توليد و نظر بافنده دارد
رنگرزي ابريشم
عمليات قبل از رنگرزي (صمغ گيري )
همان طور كه در بخش ويژگي هاي الياف توضيح داده شد ابريشم به طور طبيعي آغشته به ماده اي به نام صمغ و يا سريسين است كه بايد قبل از رنگرزي از آن گرفته شود عمل صمغ گيري را در روش سنتي كلياب كشي و در اصطلاح صنعتي پختن ابريشم مي گويند در روش سنتي در ايران ابريشم را با محلول قليا مي پزند براي اين كار ابتدا قليا را كه ماده اي نيم سوز شده گياهي است به صورت كلوخه اي ريز و يا سائيده شده به نسبت 50- 30 كيلو در 200 ليتر آب براي 200 كيلو ابريشم مي ريزند تا گل و لاي آن ته نشين شود اين محلول قليايي است و PH آن 8 به بالا است صاف شده اين محلول را كه بايد غلظتي حدود 5-2 درجه بومه داشته باشد به پاتيل بار دادن وارد مي كنند دما را به 40 درجه رسانده و سپس كلاف ها را وارد حمام مي كنند و چند دقيقه در آن تكان مي دهند و دما را به تدريج به جوش رسانده و مدتي در اين دما عمل مي كنند بسته به نوع ابريشم و تعداد لاي آن مدت
زمان جابه جا كردن و درون پاتيل ماندن فرق مي كند در اين كنترل مرحله زمان پخت بسيار اهميت دارد چرا كه اگر غلظت محلول زياد باشد و يا اينكه ابريشم بيش از اندازه بجوشد ممكن است صمغ گيري انجام نشده و يا اينكه الياف از هم گسيخته گردند بنابراين كار نياز به دقت و مهارت كافي دارد گاهي اوقات براي شفاف شدن محصول به اين حمام كمي آب اكسيژنه و يا پودر هيدروسولفيت نيز اضافه مي شود پس از اين مرحله شستشو و آب گيري انجام شده و با وارد كردن نيروهاي متوالي به كلاف كشش ناگهاني وارد و حذف مي كنند تا فيلامنت هاي در هم رفته خوب باز شوند سپس كلاف ها را يك پيچ مي دهند و در صورت نياز به سفيد گيري به حمام سفيد گري مي برند در قديم به جاي قليا از آب صابون غليظ استفاده مي كردند
امروزه براي ضمغ گيري روش هاي مختلفي وجود دارد كه هم چنان بهترين روش قليايي است ابتدا پاتيل را با آب نرم پر كرده و به آن 10 گرم در ليتر صابون نان ايونيك اضافه مي كنند حمام را به حدود دماي جوش رسانده و كلاف ها را كه قبلا به چوب آويزان كرده اند به طور عموديب وارد حمام مي كنند و مدت 30 دقيقه عمل مي نمايند سپس كلاف ها را كاملا در محلول غوطه ور مي كنند به طوري كه قسمت بالاي آن ها نيز به محلول آغشته شود و پس از چند بار بالا و پايين كردن بيرون آورده و آويزان مي كنند جهت صمغ گيري كامل در حمام دومي با ميزان صابون كمتر مجددا يك ساعت عمل مي كنند و هر 15 دقيقه يك بار عمليات هم زدن را انجام مي دهند در مواردي كه حجم توليد زياد باشد در روشهاي پيشرفته براي صرفه جويي در زمان و صابون از حمام كف استفاده مي شود به اين ترتيب كه در پاتيل هاي ضد زنگ مكعب مستطيل به كمك صابون و بخار زياد كف توليد مي كنند و كلاف ها را در حمام كف آويزان مي نمايند به طوري كه كلاف ها فقط در كف آغشته شوند اين عمل را مدت 30-20 دقيقه انجام مي دهند براي كنترل ميزان كف بخار را كنترل مي كنند پس از اين حمام كلاف ها را طبق روش اول در حمام 15 –8 درصد صابون به مدت 30 دقيقه در دماي 80 درجه سانتي گراد عمل مي كنند از حمام كف مي توان با كنترل غلظت صابون متواليا استفاده كرد
در طي فرآيند صمغ گيري ابريشم حدود 25 درصد وزن خود را از دست مي دهد براي آزمون اينكه پختن كامل انجام شده است نخي از آن را اگر پاره كنيم ( تحت نيرو ) در صورتي كه تمام فلامينت ها از هم باز شوند و حالت افشان به خود بگيرند كار كامل انجام شده است .
بهروز ياراحمدي1، عليرضا چگني1، محسن محمد طاقي3
1- عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان لرستان2، 3-كارشناس ارشد و كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان لرستانBehrouzy@Gmail.com
چكيده
به منظور بررسي اثرزمان هاي مختلف از شيرگيري روي صفات رشد و پروار، ضريب تبديل غذايي و شاخصهاي اقتصادي پروار بره هاي نرلري اين تحقيق انجام گرفت.در اين پژوهش تعداد 72 رأس بره لري كه در يك فصل زايش متولد شده، به طور تصادفي انتخاب و پس از طي دوره شيرخوارگي در سنين 60 ، 90 و 120 روزگي ازشيرگرفته شدند و در مدت 90 روز پروار شدند. آزمايش در قالب يك طرح كاملاً تصادفي با روش فاكتوريل ( 3 × 2 ) ( دوره هاي مختلف از شيرگيري × جنس ) بر اساس آناليز كوواريانس با نرم افزار SAS8 انجام شد. نتايج نشان داد كه ميانگين وزن شيرگيري در زمانهاي مختلف از شيرگيري ( 60 ، 90 و 120 روزگي ) به ترتيب 44/1±70/29، 29/1±75/30 و 31/2±42/31 كيلوگرم به دست آمد و بين تيمارها تفاوت معني داري وجود نداشت(01 /0 p> )بين جنس نر وماده نيز به ترتيب 35/2±48/30 و 15/2±31/30 كيلوگرم بوده كه تفاوت معني داري وجود نداشت. اثر متقابل زمان شيرگيري و جنس نيز در اين خصوص معني دار شد (01 /0 p< ).بر اساس نتايج حاصله بهترين ضريب تبديل غذايي با ميزان 67/0±73/6 در نرهاي 60 روز شيرگيري بدترين ضريب تبديل غذايي در ماده هاي 120 روز شيرگيري شده، ميزان20/1±28/8 بود كه بين تيمارها تفاوت معني داري وجود داشت(01 /0 p< ). نتايج نشان داد بالاترين افزايش وزن روزانه در بره هاي نر 60 روز شيرگيري با ميزان 14 ± 195 گرم در روز و كمترين افزايش وزن روزانه مربوط به بره هاي ماده 120 روز شيرگيري شده به ميزان 20 ± 182 گرم بوده بطور كلي نتايج اين تحقيق نشان مي دهدكه بره هاي نژاد لري كه در سن 60 روزگي از شير گرفته و در طول مدت 90 روز پروار شده اند، داراي افزايش وزن بالاتر و ضريب تبديل غذايي بهتري بودند.
واژه هاي كليدي : زمان شيرگيري، طول مدت پروار، بره هاي نژاد لري، خصوصيات پرواري
بهروز ياراحمدي1،منوچهر منعم2 ، ميرحسن بيرانوند3
1،3- عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان لرستان 2- عضو هيات علمي مؤسسه تحقيقات علوم دامي كرج Behrouzy@Gmail.com
چكيده
جهت بررسي وضعيت اقتصادي پروار گوسفند در سيستم سنتي و عشايري در طي سالهاي 82-1381 با انتخاب 10 شهرستان واحدهاي پرواربندي سنتي و عشايري در سطح استان لرستان انتخاب و در طي 120 روز طول پروار ، داده هاي مربوط به پروار جمع آوري و براساس روش ميانگين حداقل مربعات (LS Means) آناليز انجام گرفت. آناليز آماري داده ها با استفاده از نرم افزار SAS(8) براي ده شهرستان انجام گرفت.نتايج نشان داد اثر مناطق مختلف پروار بر روي وزن اوليه ( وزن خريد دام ) و قيمت فروش هر كيلوگرم وزن زنده معني دار نشد ( 01/0 P>).ولي اثر محل پرورش و پروار گوسفند بر روي وزن نهايي ( وزن فروش گوسفند ) ، افزايش وزن روزانه (ADG ) ، افزايش وزن حاصله به ازاي هر رأس، ضريب تبديل غذايي معني دار شد ( 05/0 P< ) . همچنين اثر محل پرورش بر خوراك مصرفي گوسفند كاملاً معني دار شد ( 01/0 P<). ميانگين مربعات و خطاي معيار وزن اوليه ( وزن خريد گوسفند ) 79/3 ± 67/29 كيلوگرم بوده و وزن فروش گوسفند در كليه مناطق استان79/3 ± 92/44 كيلوگرم بوده است. بر اساس نتايج حاصله ميانگين مربعات و خطاي معيار ميزان خوراك مصرفي كل استان 13/0 ± 25/1 كيلوگرم بودكه بين مناطق مختلف استان تفاوت معني دار وجود دارد ( 01/0 P< ). ميانگين مربعات و خطاي معيار ضريب تبديل غذايي، قيمت فروش هر كيلوگرم وزن زنده، افزايش وزن روزانه و افزايش وزن حاصله به ازاي هر رأس به ترتيب براي كليه مناطق استان 82/1 ± 45/9 ، 890 ± 14400 ريال ، 26 ± 127 گرم و 18/3 ± 24/15 كيلوگرم بود. با توجه به هزينه بالاي تمام شده به ازاي هر كيلوگرم وزن زنده نياز به بهبود شرايط مديريتي و تلفيق دانسته هاي علمي با امكانات موجود در سطح استان بعنوان يك ضرورت مي بايستي مورد توجه قرار گيردتا با كاهش هزينه هاي مربوط به پرورش ،گوشت قرمز در پروار گوسفند به روش سنتي با حداقل هزينه توليد شود.
كلمات كليدي : گوسفند، سيستم پروار سنتي و عشايري، استان لرستان
بهروز ياراحمدي1، عليرضاچگني2 ، محسن محمد طاقي3
1 ،2- عصو هيأت علمي3-كارشناس ارشد علوم دامي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان لرستان
به منظور بررسي اثرات سال، فصل و مناطق مختلف پرورش گاو روي ميزان شير جمع آوري شده و تركيبات مختلف شيراز لحاظ كمي وكيفي اين پژوهش با استفاده از ركوردهاي ميزان شير دريافتي ، مقدارچربي ، ماده خشك بدون چربي،دانسيته و كل ماده خشك شير طي سالهاي 1379 الي 1381 در آزمايشگاه كارخانه شير پگاه لرستان انجام شد. آناليز واريانس داده ها براي بررسي اثرات سال، فصل و ماه بر روي ميزان شير دريافتي و تركيبات شيميايي بوسيله روش GLM با نرم افزار SAS(8) انجام شد. بر اساس نتايج بدست آمده ، اثر سال وفصل روي ميزان شير دريافتي وچربي شير معني داري بود) بطوريكه بيشترين ميزان شير دريافتي در سال 1379 و كمترين آن در سا ل1380بوده كه بالاترين مقدار درفصول بهار وتابستان وكمترين مقدارآن در فصول پائيز و زمستان بود. بيشترين شير دريافتي در ارديبهشت ماه با ميزان 23/3±98/45و كمترين مقدار در آذر ماه با 6/3±13/28تن در روزبوده كه ميزان شير دريافتي از اسفند تا ارديبهشت روند صعودي داشته و بعداز آن بتدريج كاهش يافته است . بيشترين مقدار چربي شير در سال1381 و در فصل پائيزبود. در بين سالهاي مختلف از لحاظ ماده خشك بدون چربي اختلاف معني داري وجود نداشت (01/P>۰) . بهر حال اثرات سال و فصول مختلف تأثير بسيار زيادي بر روي ميزان شير دريافتي و چربي شير داردكه جهت بر نامه ريزي هاي مختلف در كارخانجات لبني در طي سال مي تواند مؤثر باشد
كلمات كليدي : ميزان شير دريافتي، چربي شير، گاوشيري ، استان لرستان
بهروز ياراحمدي1، كريم قرباني3
1 ،2- عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان لرستان Behrouzy@Gmail.com
چكيده
جهت بررسي دوسيستم مديريت صنعتي و سنتي در شهرستانهاي مختلف استان(شامل 10شهرستان) كه درهر شهرستان 3 واحد پرواربندي سنتي و 3 واحد صنعتي به طور تصادفي انتخاب شده بطوريكه هر كدام بين 100-80 رأس بره پرواري داشتند . اين واحدها طوري انتخاب گرديدند كه همگي در يك زمان مشخص دامهاي پرواري را روانه بازار فروش نمايند. در طي دوره پرواربندي توزين دامها و خوراك مصرفي هر ماه 15 روز يكبار انجام گرفت. دادهاي وزن اوليه دامهاي مورد پروار ، ميزان خوراك مصرفي ، وزن نهايي دامها توزين و در پايان دوره پروار جمع آوري گرديده و در پايان براساس روش ميانگين حداقل مربعات (LS Means) آناليز انجام گرفت. آناليز آماري داده ها با استفاده از نرم افزار(8) SASبراي ده شهرستان انجام گرفت. نتايج نشان داد كه اثر سيستم مديريتي بر روي صفات پروار در واحدهاي پرواربندي كاملا ًمعني دارشده است (01/0 < p) . وزن نهايي پروار دردو سيستم مديريت صنعتي و سنتي به ترتيب 18/5 ±61/48 و 78/3±92/45 كيلو گرم بودكه بين آنها اختلاف معني دار وجود داشت. ضريب تبديل غذايي به ترتيب براي دو سيستم مديريتي 88/0± 38/6 و1 8/1±22/9 و همچنين افزايش وزن روزانه به ترتيب براي سيستم صنعتي و سنتي16± 184 و26± 131 گرم بود. اثر مديريت در شهرستان هاي مختلف استان بر روي صفات رشد و پروار تفاوت معني دار داشت (01/0 < p) بطوريكه بالاترين وزن نهايي در شهرستان خرم آباد با30/3± 73/50 و كمترين ميزان در شهرستان درود با 78/3±98/43 كيلوگرم بود. بيشترين افزايش وزن روزانه در پرواربنديهاي شهرستان خرم آباد با ميزان34± 170 گرم و كمترين ميزان در شهرستان پلدختر با 35± 143 گرم گرديد.از لحاظ ضريب تبديل غذايي شهرستان هاي دورود و خرم آباد با 01/2± 95/6 و57/1±98/6 بهترين وضعيت را داشته و شهرستان پلدختر با 73/2±21/9 بالاترين ضريب تبديل را داشت. در نهايت كمترين هزينه به ازاي توليد هركيلو گرم گوشت در دو سيستم سنتي و صنعتي به ترتيب2880 ±14604و1395 ± 10107 بود كه نشان دهنده اقتصادي بودن پروار در سيستم صنعتي مي باشد.
كلمات كليدي : گوسفند، سيستم پروار سنتي و صنعتي، استان لرستان
بهروز ياراحمدي1 ، اعظم مؤيدي نژاد2 ، محسن محمد طاقي3
1- عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان لرستان Behrouzy@Gmail.com
2- كارشناس ارشد بيوتكنولوژي 3- كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان لرستان
چكيده
كيفيت اوليه شير خام متأثر از عواملي همچون تغذيه دام, سلا متي دام , تركيب شيميايي شير و فعاليت ميكروب موجود درآن بوده كه بر روي محصولات نهايي تأثيرگذ ار مي باشد .بنابر اين كيفيت شير خام به مدت زمان و شرايطي كه شير از توليد تا تحويل به كارخانه طي مي كند بستگي تمام دارد . دراستان لرستان 97 درصد شير توليدي از واحدهاي كوچك و روستايي بد ست مي آيد. پژوهش فوق با هدف بررسي كانون هاي آلودگي شيرخام و شناخت نقاط بحراني آلودگي شير خام از مرحله دوشش تا تحويل به كارخانه در سال1382 انجام گرفت . مراحل نمونه برداري شامل نمونه گيري از شير پستان ، ظروف جمع آوري و نگهداري شير، مخرن ماشين سيار جمع آوري ، مخزن سردكن مركز جمع آوري و از تانكر حمل شير به كارخانه بود.. كل نمونه جمع آوري شده در هر ماه 45 نمونه و در طي 12 ماه 540 نمونه جمع آوري گرديد. داده هاي جهت تجزيه و تحليل آمار به لگاريتم درپايه 10 تغيير يافته و توسط نرم افزار (SAS(8 با استفاده از روش (GLM)آناليزواريانس گرديد. اثر ماههاي مختلف سال ، مراحل مختلف نمونه گيري از شير و ظرفيت مراكز جمع آوري بر روي بار ميكروبي كل ، كلي فرم و اشرشيا كلي كاملاً معني دار شد (01/0 >p). مقايسه ميانگين ها نشان داد كمترين بار ميكروبي در دي ماه با 38/0 ± 31/6 log و بيشترين بار ميكروبي در مرداد ماه باميزان 31/0 ±57/6 log كلني در هر ميلي ليتر بود. نتايج نشان داد كاهش بار ميكروبي از شهريور ماه شروع و در دي و بهمن به كمترين ميزان مي رسيد.نتايج همچنين نشان داد بيشترين ميزان باكتريهاي كلي فرم و اشرشيا كلي در شهريور ماه بوده و كمترين ميزان كلي فرم در شير خام در دي و بهمن و اشرشيا كلي در بهمن و اسفند ماه بود.ضرايب همبستگي نشان داد بين بار ميكروبي با كلي فرم (90/0=r ) و با اشرشيا كلي (79/0=r )، همبستگي مثبت و معني داري وجود داشت(01/0 >p). بطور كلي مشكل مهم جمع آوري شير در استان لرستان، دوري برخي مراكز جمع آوري شير و مدت زمان طولاني انتقال شير از اين مراكز تا كارخانه شير بوده ، كه بعنوان يكي از علل مهم افزايش بار ميكروبي كل از مرحله دوشش تا تحويل به كارخانه مي باشد. علاوه بر اين امكانات ارتباطي محدود برخي از روستاها باعث افزايش بار ميكروبي شير خام در اين مناطق گرديده است.